تبلیغات
حكمت مشرقی - خنكای دل (بیانی از حضرت آیه الله جوادی آملی)







































حكمت مشرقی

مجالی برای اندیشیدن در حكمت الهی ادیان

 

وجود مبارک رسول گرامی فرمود: وقتی ذات أقدس إله در معراج، فیض و فُوز خاصّش را به دوش من رساند، به دوش من که رسید، من خنکی او را در دلم احساس کرده‌ام. این لامسه‌ی دل است نه لامسه‌ی پوست! این لَمس بدن نیست، لمس جان است.

انبیاء وقتی این معارف را برای مردم تشریح می‌کردند؛ مرحوم کُلینی (رضوان الله تعالی علیه) از معصوم (سلام الله علیه) نقل می‌کند که بشرهای اوّلی خواب نمی‌دیدند. کم کم رؤیا را خدا نصیب اینها کرد. اینها به انبیاءشان می‌گفتند: ما وقتی خوابیدیم، چیزهائی را در عالم رؤیا می‌بینیم، اینها چیست؟ می‌فرمودند: اینها از سنخ همان حرف‌هائی است که ما به شما می‌گوئیم. ما می‌گوئیم در درون انسان یک چشمی هست‌، یک گوشی هست، نمونه‌اش را شما در عالم خواب می‌بینید. کسانی که بیداری حالت منامیه دارند، همان وضعی که دیگران در عالم رؤیا دارند، رؤیای صادق، اینها در حالت بیداری دارند.

پس انبیاء آمدند، هم جهان را تفسیر کردند، هم جهان را تغییر دادند، بالا را پائین بردند، پائین را بالا بردند. اولیاء هم همین کار را کردند. وجود مبارک امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید: من این حکومت را پذیرفتم، برای اینکه لِتَساطُنَّ صُوتَ القِدرْ لِتُغَربِلُنَّ غَربَلَه . فرمود: من آمدم، یک حرارتی در جامعه ایجاد کردم.

آن جامعه‌ی افسرده‌ی یخ بسته‌ی سرد را من جوشاندم. یک قالب یخ را اگر شما در یک دیگ جوش قرار دادید، او را جوش آوردید، می‌بینید آب جوش خاصیّتش این است؛ آن که پائین است حتماً باید بالا بیاید، و آنکه بالا است حتماً پائین می‌رود تا همه بجوشند و همه گرم بشوند. اگر آبی را شما در دیگ گذاشتید و او را جوشاندید، آن آبی که در عمق قرار دارد، مجاور سطح دیگ است زودتر از آب‌های دیگر گرم می‌شود، داغ می‌شود و می‌جوشد.

مأموریت جوشش این است که این آب جوشیده را می‌گوید‌: تو که داغ شدی، نوبت تو تمام شد. تو باید بالا بروی، آنها که سردشان هست باید بیایند، گرم بشوند. مرتب این مسیر باز است تا از دو کانال رفت و آمد کنند. حضرت فرمود: من حکومت را پذیرفتم برای اینکه همگان بجوشند. هیچگاه انجماد و یخ بستگی را ما امضاء نکرده‌ایم. فرمود‌: شما باید گرم بشوید و باید جاهایتان عوض بشود. این خافِضَهٌ‌ رافِعَه کار همه‌ی انبیاء است، و این کار در قیامت ظهور می‌کند و انبیاء عهده دار این بودند.

 

بنابراین اگر کسی بخواهد جهان را تفسیر کند و جهان را تغییر بدهد، باید خود را تفسیر کند و خود را تغییر بدهد و روی بیانات قرآن. امّا خود را چگونه تفسیر کند و خود را چگونه تغییر بدهد؟ وقتی به خویشتن خویش بر می‌گردد، می‌بیند به اینکه این یک سیری دارد که دو طرفش یکی است. انسان خیال می‌کند سیرش مستقیم است، به طرف خدا حرکت می‌کند. اوّل خوابیده است، غافل است. وقتی بیدار شد، خیال می‌کند به طرف خدا حرکت می‌کند. از غیر خدا به طرف خدا حرکت می‌کند. وقتی به طرف خدا حرکت کرد، به لقاءُ الله بار یافت، آنگاه می‌فهمد که دو سر خط حلقه‌ی هستی همین بود. من سیر مستقیم نداشتم، من یک سیر مُنحنی داشتم. من از خدا بودم که به خدا بر گشتم، نه از خلق به خالق رفتم، از خاک به افلاک رفتم، اینچنین نبود.

«از خاک به خاک» بینش یک انسان مُلحد است. إنْ هِیَ إلا حَیاتُنَا الدُّنیا نَمُوتُ وَ نَحیی. ما از خاک بودیم، دوباره خاک می‌شویم و خبری نیست... این برای یک انسان مُلحد است. امّا کسی که بینش توحیدی متوسطی دارد، می‌گوید‌: ما از خاک برخاستیم، هدف ما لِقاءُ الله است تا به آنجا برسیم و بگوئیم: فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی.

 

یک انسان ولی و عارف هم می‌گوید: من نه از خاکم که به خاک برگردم که حرف مُلحدان است، نه از خاکم که به خدا برسم که حرف متوسّطان است؛ بلکه من از خدایم و به سوی خدا، إنّا للهِ وَ إنّا إلِیهِ راجِعُون. وقتی به‌آنجا رسید، می‌بیند این منزل برای او آشناست. می‌گوید: من یک وقتی هم همین جا بودم، دوباره به اینجا برگشتم. یک وقتی مهماندار من همین کسی بود که الآن مهماندار من است. یک وقتی در همین جا من با او تعهّد سپردم، او از من سئوال کرد: ألَستُ بِرَبِّکُمْ، من گفتم: بَلی. اینجا خیلی آشناست برای من. من مِنَ الله ام و إلَی الله. این وسط‌ها هم اسمای الهی است. آنگاه این سفر همواره سفر مِنَ الحَقّ إلَی الحَقّ است. آن تفصیلات چهار گانه برای تشریح آن اوصاف است. و گرنه یک ولی و یک عارف نه سفر مِنَ الخَلق إلَی الحَقّ دارد، نه سفر مِنَ الحَقّ إلَی الخَلق دارد، نه اسفار دیگر، فقط یک سفر دارد که مِنَ الحَقّ إلَی الحَقّ‌ِ بِالحَقّ. او در اسمای الهی دارد سیر می‌کند.

 

 


نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390 ساعت 09:00 قبل از ظهر توسط امیرحسین فرخ زادنیا نظرات |

اخرین مطالب
«مطالعات تطبیقی»
معرفی کتاب
نگاهی به ذن بودیسم
مقدمه دکتر رادپور بر معرفی کتاب ترجمه دائودجینگ
نگاهی به کتاب «متون مقدس بنیادین از سراسر جهان» اثر جاودان میرچا الیاده
امام خمینى(س) و دنیاى شعر
کتاب ققنوس حکمت
گئورگ زیمل و فلسفه پول
تناقضات مکتب اصالت نسبیت
شیخ اشراق به روایت دکتر دینانی
خاتم بزم ولا
معرفی کتاب «مقدمه‏ای بر هنر هند» نوشته‌ی آناندا کوماراسوآمی
رسالت هنر و هنرمند از نگاه امام خمینی (ره)
نقل اقوالی از رنه گنون از کتاب «شرق و غرب»
تکنولوژی ارتباطات (مقاله ای از شهید سید مرتضی آوینی) پرده اول
محکوم نمی‌کنیم حکم می‌کنیم
کدام امضا؟
2012و دنیایی که پایان نیافت!
پند نامه لقمان 3
" رنه گنون " به مناسبت تولد حکیم رنه گنون
پندنامه لقمان2
پندنامه لقمان حکیم1
(حقیقت حقه ) مقدمه تیتوس بوركهارت بر كتاب فصوص الحکم ابن عربی
تسلیت به همه مسلمانان برای هتک حرمت رسول الله(ص)
معرفی کتاب رسائل توحیدی اثر علامه طباطبائی (ره)
جهان شناسی سنتی
تأثیر سهروردی بر حکمای عهد قاجاریه
یادداشتی پیرامون نسل کشی سرخپوستان آمریکا
عصر ظهور شعری از حافظ ایمانی
هنر ذن