تبلیغات
حكمت مشرقی - بررسی انتقادی ایده تفسیر قرآن به قرآن







































حكمت مشرقی

مجالی برای اندیشیدن در حكمت الهی ادیان

                                                                       نوشته ی : علی معموری


تفسیرالمیزان بدون شك شاخص ترین اثر تفسیری شیعه در چند سده اخیر است. این تفسیر بر مبنای نظریه تفسیر قرآن به قرآن شكل گرفته و در عین حال روش های دیگر تفسیری از تفسیر روایی، كلامی، فلسفی، عرفانی، اجتماعی و... را نیز معتبر می شمارد. وجه جمع طباطبایی میان این دو طریقه آن است كه نخست هر فراز از آیات را بدون دخالت دادن اطلاعات بیرونی و صرفاً با ارجاع آیات به یكدیگر به شیوه تفسیر موضوعی مورد شرح و بیان قرار می دهد؛ آن گاه روش های دیگر تفسیری را در قالب بحث های مجزا تحت عنوان بحث روایی ، بحث فلسفی ، بحث تاریخی و... بكار گرفته و به روشی تفكیكی، فهمی جامع و در عین عصری از قرآن ارائه می دهد. طباطبایی در طبقه بندی برداشت های قرآنی خود در كنار برداشت های متنوع و متعدد فلسفی، اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی، كمترین و چه بسا هیچ سهمی به تفسیر فقهی و علمی اختصاص نداده است كه نشانگر نوعی نگرش نسبت به قلمرو قرآن و اولویت بندی مباحث از منظر قرآن است. وی در تفسیر خود از منابع متنوعی از حوزه تفسیر و غیر آن و از شیعه و سنی استفاده نموده و به شدت از نگاه یك جانبه به قرآن و هم چنین تفسیر فرقه گرایانه پرهیز دارد. او هم چنین از پرداختن به مباحث صرفاً فنی در حوزه علوم قرآن مانند قرائات و اعراب قرآن پرهیز داشته و حتی به روایات شأن نزول نیز توجه چندانی نداشته و زبان عرفی و عام قرآن را بی نیاز از آن ها می شمرد. در مقابل به سیاق پیوسته و گسسته آیات در سرتاسر قرآن توجه ویژه نشان داده و با استخراج و چینش مجموعه سیاق ها در كنار هم سعی می كند به گسترش فرایند تدبر در قرآن پرداخته و بدین ترتیب به برداشت معتبر دست پیدا كند. او در واقع نه تنها درصدد تفسیری نو از قرآن بوده كه می خواسته روش معیار و استاندارد را در تفسیر قرآن ارائه دهد؛ همان گونه كه از عنوان تفسیر وی نیز این ادعا بر می آید.
آن چه در بند نخست این نوشتار گذشت، نگاهی عمومی و نسبتاً متداول به این تفسیر گرانسنگ بود. نخستین ویژگی المیزان كه در نگاه نخست، توجه خوانندگان را به خود جلب نموده و معمولاً بر آن تكیه بسیار می شود، ایده تفسیر قرآن به قرآن است. این ایده برای نخستین بار مطرح نشده و به نوعی می توان ریشه این ایده را به دوره مفسران نخستین و به طور خاص مدرسه ابن عباس پیش برد و به طور مشخص تر نمونه هایی از آن را در تفاسیری چون مجمع البیان طبرسی، التبیان طوسی و الكبیر فخررازی مشاهده نمود. پرسشی كه در نگاهی عمیق تر به المیزان مطرح می شود، آن است كه مكانیسم اجرایی و عملیاتی تفسیر قرآن به قرآن چیست. روشن است كه بدون مشخص نمودن متدلوژی تفسیر قرآن به قرآن هركس ممكن است به شیوه ای دلخواه نوعی پیوند بین پاره ای از آیات برقرار نموده و تفسیری قرآن به قرآن ارائه نموده، بدون آن كه امكان فهم و نقد و بررسی علمی و روشمند آن امكان پذیر باشد. بر پایه این نگاه، پرسش هایی چند قابل طرح است؛ از جمله مفسر چگونه و برچه اساس و معیاری، بین آیات گوناگون و پراكنده در سرتاسر مصحف پیوند برقرار می كند و چه عواملی به طور مشخص در انتخاب آیات مربوطه و نوع پیوند برقرار شده بین آن ها تأثیرگذار است و چگونه می توان از تأثیرگذاری مستقیم و غیر مستقیم داده ها و گرایش های گوناگون افراد پرهیز نمود و خواننده تفسیر با چه ابزار و شیوه ای توان نقد و بررسی دوباره تفسیر ارائه شده را دارد و به عبارتی دیگر آیا اساساً این نوع تفسیر، شاخصه اصلی علمی بودن كه آزمون پذیری است را داراست. انتظار طبیعی هر پژوهشگر آن است كه مفسر المیزان خود به بیان شیوه تفسیری خود پرداخته و به روشنی و وضوح پرده از ابهامات مذكور بردارد؛ اما در مراجعه نخست به مقدمه المیزان جز چند صفحه توضیح كوتاه به چیز دیگری برنمی خوریم؛ این توضیح نیز تنها تصویری كلی و تا حدی مبهم و پرسش برانگیز از ایده اصلی مفسر ارائه می دهد و در نتیجه خواننده به كلی از رسیدن به پاسخ قابل قبولی در این زمینه ناامید می شود. با این حال نگاهی تاریخی به روند تفسیرنگاری اسلامی نشان می دهد كه این انتظار چندان هم طبیعی و حتی منصفانه نیز نیست؛ زیرا اساساً هیچ مفسر دیگری نیز چنین عادت و رویه ای در پیش نگرفته است و در واقع ما درگیر یك مشكل تاریخی در ارتباط با روش تفسیر قرآن هستیم؛ مفسران همواره بدون آن كه نیازی به مطالعه و پژوهش جدی در روش شناسی تفسیر ببینند، بلافاصله تفسیر خود را از قرآن ارایه داده و به درون متن پا می گذارند؛ شاید به همین دلیل است كه تفسیر قرآن بیش از آن كه به دانش های دیگر اسلامی چون فقه و كلام و اخلاق و عرفان و... سرویس دهد، این دانش های دیگر هستند كه تفسیر قرآن را در چنبره خود گرفته و با تحمیل روش های خود از دانش تفسیر پشتیبانی تاییدی و نه خاستگاهی معرفتی ساخته اند. تعداد انبوه پیروان این تفسیر گرانسنگ گاه در مقام رفع مشكل متدلوژیك پیش گفته برآمده اند. محور عمده این تلاش ها بر تفكیك دو سطح از فهم مبتنی است: فهم زبانی- بیانی از قرآن و فهم تطبیقی از قرآن. در سطح نخست تنها ابزارهای زبانی در دو دسته دانش های عربی و قواعد عمومی تفاهم كه در منطق و اصول فقه مطرح می شوند بكار گرفته می شوند و اما در مرحله بعد با تكیه بر فهم ارایه شده می توان مقایسه هایی علمی بین آن چه از قرآن فهمیده می شود با آن چه در نظام های رقیب یا مكمل چون روایات، فلسفه، كلام، عرفان، علوم انسانی نوین و... برقرار نمود. در هر دو سطح مذكور مناقشه هایی جدی قابل طرح است.
بخش بیان المیزان از یك سو كمترین توجه را به رویكرد تفسیر بیانی و ادبی مبذول داشته است و از سوی دیگر بسیار بر برداشت های انتزاعی از آیات و مفاهیم قرآنی تكیه نموده است. در سرتاسر المیزان به ندرت شاهد مطالعات گسترده و عمیق واژه شناسی، ریشه شناسی و بكارگیری قواعد دستوری و بلاغی و تلاش برای شناسایی روابط معنایی در سطح زبان قرآن هستیم و لذا تفسیر المیزان را دارای هر صبغه ای بدانیم، هرگز نمی توانیم رویكرد تفسیر بیانی و ادبی را برای آن قایل شویم. آن چه بیشتر در این بخش به چشم می خورد، استفاده از مكانیسم تفكر انتزاعی در منطق ارسطویی است كه در دو دانش منطق و اصول فقه نمود یافته و هر یك به نوبه خود دانش فلسفه و فقه اسلامی را تغذیه می كنند. منظومه بدیهیات اولیه در منطق كه چند گزاره معدود ذهنی و همگی مبتنی بر یك گزاره بنیادین كاملاً انتزاعی، یعنی امتناع اجتماع نقیضین است، سنگ بنای نخست فلسفه اسلامی را سامان داده و مباحث الفاظ و مفاهیم كه مجموعه ای قواعد ثابت، غیر متغیر و مطلق هستند، ساز و كار اساسی استنباط فقهی به شمار می آیند. این دو دستگاه هر دو با ساختار تاریخی، تدریجی و سیال زبان ناسازگار بوده و امكان دستیابی به فهم نخستین از متن را فراهم نمی آورند و بلكه با همینه بر ذهن مفسر، امكان هر گونه خروج و تعدی بر ایدئولوژی پیشین مفسر را منتفی می سازند. این جاست كه تفسیر قرآن به قرآن به شده در خطر تأثیرپذیری از نظام های معرفتی دیگر قرار گرفته و به اصطلاح علوم قرآنی در معرض تفسیر به رای قرار می گیرد و از همین روی همواره شاهد مطابقت صد در صدی بین بخش های گوناگون از فهم های مفسر هستیم و هرگز پیش نمی آید كه دیدگاه فلسفی یا اجتماعی یا عرفانی و یا حتی تاریخی مفسر یا فهم قرآنی تعارضی یابد و البته این ویژگی را مرحوم علامه تا اندازه بسیاری از سازمان حكمت متعالیه و فلسفه صدرایی به ارث برده است. فهم تطبیقی مفسر در المیزان نیز به شدت از خلل روشی رنج می برد. روش مطالعات تطبیقی (comparative studies) در صورتی قابل انجام است كه دو روش كاملاً مشخص و قابل ارزیابی به تولید دو نظام دانشی بیانجامد و در نتیجه با مقایسه این دو نظام از جهات گوناگون، نقاط اشتراك و اختلاف فهرست شده و در پایان برآوردی جامع و مشترك از موضوع ارایه شود؛ نه آن كه نتیجه به دست آمده از یك نظام بر نظام دیگر تحمیل شود و یا همواره ما با نتایج كاملاً یكسان مواجه باشیم. این نكته نشانگر این واقعیت است كه منظومه های معرفتی پیشین مفسر به طور جدی در شناسایی آیات مربوطه و شیوه چینش آن ها تأثیرگذار است و روش تفسیر قرآن به قرآن هم چنان ایده ای دست نیافتنی و یا تنها پوششی خوش نما از تفاسیر متداول كلامی و فرقه ای خواهد ماند. در پایان این مقال لازم به ذكر است كه این مطالعه انتقادی هرگز از شأن و ارزش و قیمت المیزان و نگارنده گرانقدر آن نمی كاهد و بلكه به نوعی در راستای ایده آن اندیشمند بزرگ قرار دارد كه ما هر دو سال یك بار نیازمند تدوین تفسیری جدید هستیم كه بالطبع باید در شیوه فهم قرآن، تغییر و تحولی ایجاد نماید و می دانیم كه ما امروز نزدیك به 30 سال از تفسیرالمیزان فاصله داشته و تلاش تفسیری مهمی پس از وی در داخل كشور انجام نداده ایم. در تفسیر متن پیچیده ای چون قرآن كه فاصله تاریخی بسیار عمیقی با آن داریم، به شدت نیازمند گسترش مطالعات روش شناختی و انتقادی هستیم كه متاسفانه به ندرت توجه به آن در مجامع علمی داخل كشور دیده می شود كه یكی از عوامل آن رواج نگاه صرفاً تبلیغی به متن مقدس و احیاناً پرهیز از مطالعه علمی و روشمند آن است.

 

 


نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390 ساعت 08:59 قبل از ظهر توسط سینا زرتاب نظرات |

اخرین مطالب
«مطالعات تطبیقی»
معرفی کتاب
نگاهی به ذن بودیسم
مقدمه دکتر رادپور بر معرفی کتاب ترجمه دائودجینگ
نگاهی به کتاب «متون مقدس بنیادین از سراسر جهان» اثر جاودان میرچا الیاده
امام خمینى(س) و دنیاى شعر
کتاب ققنوس حکمت
گئورگ زیمل و فلسفه پول
تناقضات مکتب اصالت نسبیت
شیخ اشراق به روایت دکتر دینانی
خاتم بزم ولا
معرفی کتاب «مقدمه‏ای بر هنر هند» نوشته‌ی آناندا کوماراسوآمی
رسالت هنر و هنرمند از نگاه امام خمینی (ره)
نقل اقوالی از رنه گنون از کتاب «شرق و غرب»
تکنولوژی ارتباطات (مقاله ای از شهید سید مرتضی آوینی) پرده اول
محکوم نمی‌کنیم حکم می‌کنیم
کدام امضا؟
2012و دنیایی که پایان نیافت!
پند نامه لقمان 3
" رنه گنون " به مناسبت تولد حکیم رنه گنون
پندنامه لقمان2
پندنامه لقمان حکیم1
(حقیقت حقه ) مقدمه تیتوس بوركهارت بر كتاب فصوص الحکم ابن عربی
تسلیت به همه مسلمانان برای هتک حرمت رسول الله(ص)
معرفی کتاب رسائل توحیدی اثر علامه طباطبائی (ره)
جهان شناسی سنتی
تأثیر سهروردی بر حکمای عهد قاجاریه
یادداشتی پیرامون نسل کشی سرخپوستان آمریکا
عصر ظهور شعری از حافظ ایمانی
هنر ذن