تبلیغات
حكمت مشرقی - «مطالعات تطبیقی»







































حكمت مشرقی

مجالی برای اندیشیدن در حكمت الهی ادیان


به بهانه انتشار كتاب "حكمت مسیحى- مطالعه تطبیقى با حكمت اسلامى" نوشته دكتر شهرام پازوكى

در باره «مطالعات تطبیقی»
Comparative Study
وقتی مثلا در باره موضوعی در حوزه فلسفه اسلامی و مقایسه اش با فلسفه مدرن غربی یا در حوزه عرفان اسلامی و مسیحی، سخن از تطبیق و مقایسه به میان می آوریم، یک وقت آن را این طور لحاظ می کنیم که این افکار فقط در ظرف زمان و مکان فرهنگی خودشان معنی و واقعیت دارند، یعنی آنچه ما آن را فلسفه اسلامی می نامیم، به یک محدوده خاص تاریخی و جغرافیایی،‌ مثلا فاصله زمانی بین فارابی تا ملاصدرا مربوط می شود و فقط مقیّد و معلول ظرف زمان و مکان خودش یعنی تایخ به معنای خطی آن است و لذا مثلا نمی توان افکار و آراء بوعلی و ملاصدرا را جدا از این زمان و مکان معلوم فکری با افکار فلاسفه غرب تطبیق کرد، چون فرض ما این است که هر فکری تابع شرایط فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. بدین قرار باب تطبیق بسته می شود و نوعی نسبیت تاریخی افکار مقبول می شود.
در مقابله با این نظر با مقدمات پدیدارشناسی، مطالعات تطبیقی آغاز شد. البته باید توجه کنیم که تطبیق به معنای نقد و بررسی، و احیانا مقایسه افکار متفکران با یکدیگر چیز جدیدی نیست. با نگاهی مثلا به کتاب اسفار ملاصدرا می بینید که این کتاب پر است از ذکر اقوال و آراء دیگران و استفاده از آنها که گاهی با ذکر نام شخص است و گاه بدون آن. این نوع تطبیق چیز جدیدی نیست. موضوع بحث اکنون نوعی از تطبیق است که به دنبال روش پدیدارشناسی در فلسفه معاصر غرب باب شده است. در حقیقت جریان مطالعات تطبیقی در حوزه مطالعات حِکمی و عرفانی با پدیدارشناسی آغاز شد. از این رو باید در ابتدا پدیدارشناسی را مطالعه کنیم، چرا که بر خلاف اغلب جریان های رایج فکری در قرن نوزدهم و بیستم که قائل به نوعی نسبیت در تفکر و ابستگی آن به تاریخ به معنای خطی آن بود، در روش پدیدارشناسی، بدان گونه که فیلسوف مشهور آلمانی ادموند هوسرل آن را مثلا در کتاب ایده ها تعریف می کند، راهی ارائه می شود که بتوان با یافتن ساختار مشترک تجارب فکری و روحی در بطن دو سنت فکری، آنها را با هم تطبیق کرد. بنا بر روش پدیدارشناسی، فرض مسلم این است که اقوام مختلف با اعتنا به سوابق فرهنگی خویش، مقولات استعلایی واحدی دارند که به و اسطه اش این تجارب نظم و ترتیب می یابند. از میان کسانی که به خصوص در حوزه حکمت و تصوف اسلامی،‌به تطبیق آراء به روش پدیدارشناسی پرداختند باید مقدم بر همه از هانری کربن و سپس توشی هیکو ایزوتسو نام برد. کربن اصل مهم در این روش را گذشت و عبور از تاریخ و رجوع به خود یک فکر و نه عوارض آن می داند. تمام آثار کربن مبتنی بر روش پدیدارشناسی است. توجه داشته باشیم که کربن اولین مترجم هایدگر به زبان فرانسه و متأثر از او بوده و می توان تأثیر پدیدارشناسی هایدگر را در کربن کاملا دید چنانکه خود کربن هم به این مسئله به خصوص در کتاب فلسفه ایرانی و فلسفه تطبیقی اش اذعان کرده است. ایزوتسو نیز چنانکه خودش در مقدمه کتاب تصوف و آیین تائو می گوید، در این کتابش به روش پدیدارشناسی کربن تأسی می کند. همچنین باید از خانم آنه ماری شیمل نام برد. او در عنوان فرعی کتاب تبیین آیات الهی و همچنین د رمقدمه اش تصریح می کند که در این کتاب به روش پدیدارشناسی عمل می کند. با مطالعه این کتاب می بینید که روش پدیدارشناسی چگونه خانم شیمل را به نتایجی رسانده که در هیچ یک از کتاب های دیگرش اثری از آن نمی بینیم.

دکتر شهرام پازوکی
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1396 ساعت 04:00 قبل از ظهر توسط لیلی زارعی نظرات |

اخرین مطالب
«مطالعات تطبیقی»
معرفی کتاب
نگاهی به ذن بودیسم
مقدمه دکتر رادپور بر معرفی کتاب ترجمه دائودجینگ
نگاهی به کتاب «متون مقدس بنیادین از سراسر جهان» اثر جاودان میرچا الیاده
امام خمینى(س) و دنیاى شعر
کتاب ققنوس حکمت
گئورگ زیمل و فلسفه پول
تناقضات مکتب اصالت نسبیت
شیخ اشراق به روایت دکتر دینانی
خاتم بزم ولا
معرفی کتاب «مقدمه‏ای بر هنر هند» نوشته‌ی آناندا کوماراسوآمی
رسالت هنر و هنرمند از نگاه امام خمینی (ره)
نقل اقوالی از رنه گنون از کتاب «شرق و غرب»
تکنولوژی ارتباطات (مقاله ای از شهید سید مرتضی آوینی) پرده اول
محکوم نمی‌کنیم حکم می‌کنیم
کدام امضا؟
2012و دنیایی که پایان نیافت!
پند نامه لقمان 3
" رنه گنون " به مناسبت تولد حکیم رنه گنون
پندنامه لقمان2
پندنامه لقمان حکیم1
(حقیقت حقه ) مقدمه تیتوس بوركهارت بر كتاب فصوص الحکم ابن عربی
تسلیت به همه مسلمانان برای هتک حرمت رسول الله(ص)
معرفی کتاب رسائل توحیدی اثر علامه طباطبائی (ره)
جهان شناسی سنتی
تأثیر سهروردی بر حکمای عهد قاجاریه
یادداشتی پیرامون نسل کشی سرخپوستان آمریکا
عصر ظهور شعری از حافظ ایمانی
هنر ذن