تبلیغات
حكمت مشرقی - سهروردی‏ و اصول فقه 1







































حكمت مشرقی

مجالی برای اندیشیدن در حكمت الهی ادیان

سهروردی‏ و اصول فقه

دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی



کسانی که در مسند فقاهت نشستند و حکم‏ قتل سهروردی را صادر کردند،علاوه بر اینکه با حکمت و الهیات بیگانه بودند،در فقه و اصول نیز به درجه علمی این حکیم الهی نرسیده بودند و از مقام والای او در فقاهت و علم اصول فقه بی‏خبر بودند.آثاری که از سهروردی در فقه و علم اصول‏ فقه به جای مانده است،به روشنی نشان می‏دهد که او یک اصولی و فقیه صاحب‏نظر به شمار می‏آید.کتاب«التنقیحات فی اصول الفقه»بدون‏ تردید از آثار سهروردی است که او آن را بنا به‏ درخواست شاگردان و دوستان خود نوشته است. از جمله‏های آغازین این کتاب چنین برمی‏آید که‏ شیخ اشراق برای شاگردان خود اهمیت فراوان‏ قائل بوده و می‏کوشیده به خواسته‏های آنان جامه‏ عمل بپوشاند.شاید اگر این درخواست از سوی‏ این جماعت مطرح نمی‏شد،او را برای تالیف این‏ کتاب اقدام نمی‏کرد.عین عبارت سهروردی در این باب چنین است:

«فقد اکثرتم المعاوده ملتمسین مختصرا فی‏ علم اصول الفقه الذی هو من انبل العلوم الدینیه‏ متعقبا بطرائق جدلیه تداولها انباء العصر عاکفین‏ علیها معرضین عن غیرها من العلوم نقلیاتها و عقلیاتها و قد افضی بهم التوغل فیها الی الشروح‏ فی خیالات تنزعزع بأقل نفثه تزعزع ضعاف‏ الأغضان بصدمات القاصفات و تضطرب بأدنی نظره‏ اضطرب نسائح العناکب بسطوات العاصفات لم‏ یهشد الاکثرها شاهد نقلی و لا برهان عقلی».1

در این عبارت کوتاه،به چند مسئله اشاره شده‏ که از برخی وجوه دارای اهمیت بوده و ضمنا موضع سهروردی را نیز نسبت به علم اصول فقه‏ آشکار می‏سازد.مسئله نخست این است که‏ شماری از شاگردان و دوستان شیخ به اصرار از او خواستند که اگرچه به گونه‏ای مختصر،کتابی در اصول فقه بنویسد.مسئله دوم اینکه سهروردی ضمن اینکه در میان علوم دینی به برجستگی و ممتاز بودن علم اصول فقه اعتراف کرده،معتقد است راه‏های مختلف جدل در این علم رواج‏ یافته و مردم روزگار او نیز به این راه‏های جدلی‏ روی آورده‏اند.توجه بیش از اندازه به طریق جدل، موجب شده است که مردم از علوم دیگر اعم از نقلی و عقلی اعراض کنند.

روی آوردن به راه‏های جدلی،مردم را در خیالاتی فرو می‏برد که همانند شاخه‏های سست‏ و کوچک یک درخت با وزیدن نسیمی شکسته‏ می‏شود.به نظر او،خیالاتی که از راه‏های جدلی‏ تحقق می‏پذیرد همانند تارهای عنکبوت است‏ که در مقابل وزیدن بادهای محکم استدلال،تاب‏ مقاومت ندارد.بسیاری از آنچه از طریق جدل به‏ دست آمده،نه شاهد نقلی دارد و نه برهان عقلی بر آن اقامه شده است.آنچه سهروردی در قرن ششم‏ هجری نسبت به علم اصول فقه مطرح کرده، دارای اهمیت بسیار است و یکی از بزرگان علم‏ فقه و اصول روزگار ما نیز به گونه‏ای دیگر در این‏ باب سخن گفته است.

راقم این سطور که از توفیق شرکت در درس‏ خارج فقه آیت اللّه بروجردی هرچند در مدتی‏ کوتاه برخوردار بود،یکی از سخن‏های او را در این باب به خاطر دارد:«علم اصول فقه در عصر ما آماس کرده است».منظور این عالم بزرگ، این بود که یک سلسله از مسائل غیرضروری بر این علم افزوده شده است که در طریق استنباط احکام فقهی نقش عمده و قابل ملاحظه‏ای ندارند. سخن این فقیه بزرگ در مورد علم اصول فقه،به‏ تعبیر دیگر همان چیزی است که سهروردی در قرن ششم هجری آن را مطرح کرده بود.حکیم‏ اشراقی از آنچه در علم اصول فقه ضروری شناخته‏ نمی‏شود،دوری گزید و تنها به آنچه لازم و ضروری به شمار می‏آید،اکتفا کرد.او ضمن اینکه‏ می‏کوشید به اختصار سخن بگوید و از هر چیزی‏ که زائد به نظر می‏رسد دوری گزید،به مسائل‏ (به تصویر صفحه مراجعه شود) بنیادری علم اصول فقه اشاره کرده است که بررسی‏ آنها برای اهل نظر سودمند خواهد بود.سبک و ترتیب مطالب در این کتاب با آنچه در سایر کتب‏ اصولی آمده است،تفاوت دارد.سهروردی در این کتاب طرح مسئله«عام و خاص»را بر سایر مسائل مقدم داشته و با همین مسئله کار خود را آغاز کرده است.درحالی‏که هیچ یک از اصولیان با این اسلوب سخن نگفته است.البته یک استثنا در این مورد وجود دارد؛ابو بکر جصاص نیز در کتاب‏ خود با عنوان«الفصول فی الاصول»مسئله عام و خاص را بر سایر مسائل مقدم دانسته و کارش را با طرح این مسئله آغاز کرده است.2

سهروردی درباره این مسئله که چرا کتاب خود را با عنوان‏ عام و خاص آغاز کرده،به‏طور صریح سخن نگفته‏ است.بیشتر مردم،عام بودن را از صفات و عوارض‏ الفاظ و کلمات دانسته و معتقدند این فراگیری‏ در مورد معانی از طریق مجاز تحقق می‏پذیرد؛ درحالی‏که سهروردی فراگیری را فقط از طریق‏ معانی در مورد الفاظ صادق دانسته و آن را توجیه‏ می‏کند.در نظر این حکیم اشراقی،مشترک بودن‏ شخص حسن و شخص حسین در معنی انسان‏ یک اشتراک معنوی است و نمی‏توان آن را از نوع‏ اشتراک لفظی به شمار آورد.به عبارت دیگر، می‏توان گفت اطلاق عنوان«انسان»بر شخص‏ حسن و شخص حسین از نوع اطلاق اسم حسین‏ بر کلیه کسانی که حسین نامیده می‏شوند نیست. رابطه میان الفاظ و معانی و چگونگی این ارتباط از جمله مسائل عمده و بنیادی‏است که اگر به درستی مورد بررسی واقع نشود،مسئله عام و خاص نیز به درستی قابل ادراک نخواهد بود.

سهروردی به اهمیت این مسئله آگاهی دارد و به همین جهت کتاب«التنقیحات»خود را با بررسی آن آغاز می‏کند.او در این کتاب به طرح‏ مسائل فلسفی نمی‏پردازد اما مسلم است که‏ موضع‏گیری یک فیلسوف در خصوص مسائل‏ مربوط به علم اصول فقه،با موضع‏گیری کسی که‏ فیلسوف نیست،تفاوت دارد.سهروردی در نگارش‏ این کتاب به آثار بزرگان گذشته نظر داشته و در برخی موارد به نقل مواضع آنها پرداخته است، ولی در مواردی به نقل مواضع آنها هماهنگی ندارد، مخالفت خود را با اندیشمندان گذشته پنهان‏ نمی‏کند.کتاب‏هایی که بیش از هر کتاب دیگر، مورد توجه او بوده‏اند،به ترتیب عبارتند از:

1-المستصفی نوشته ابو حامد غزالی.

2-البرهان نوشته امام الحرمین جوینی.

3-المعتمد نوشته ابو الحسین بصری.

سهروردی در برخی موارد از ابو حامد غزالی‏ به عنوان«امیر المتأخرین»نام می‏برد و با این‏ عبارت،خرسندی خود را از موضع‏گیری او در مورد یک مسئله اصولی ابراز می‏دارد.به همان‏ اندازه که سهروردی به آثار بزرگان گذشته نظر داشته است،برخی از اندیشمندان نیز به کتاب‏ «التنقیحات»او نظر داشته‏اند و به نقل مطالب آن‏ پرداخته‏اند.شهاب الدین القرافی در کتاب«نفائس‏ الأصول فی شرح المحصول»و بدر الدین زرکشی‏ در کتاب«البحر المحیط»از جمله کسانی‏ شناخته می‏شوند که به التنقیحات سهروردی‏ استناد کرده و برخی از مطالب مندرج در آن را مورد توجه قرار داده‏اند.3

سهروردی به عنون یک فیلسوف اشراقی و حکیم خسروانی دارای ویژگی‏هایی است که در نوشته‏های او انعکاس پیدا می‏کند.او به وجود حکمت در ایران باستان سخت باور دارد.کتاب‏ التنقیحات او در علم اصول فقه نوشته و با آنچه‏ حکمت ایران باستان خوانده می‏شود،مناسبت و ارتباطی ندارد.

با این همه،او در این علم نیز از فرصت‏ها استفاده می‏کند و درباره آنچه به ایران باستان‏ مربوط می‏شود،سخن می‏گوید.سهروردی فقیه،معتقد است مجوس نیز مانند یهود و نصارا اهل کتاب بوده و احکامی که در اسلامی برای اهل‏ کتاب تعیین شده در مورد آنها صادق است.او در التنقیحات خود به مناسبت بحث از حجیت‏ خبر واحد،به یک روایت محکم و معتبر تمسک‏ می‏کند که به مقتضای آن،مجوس اهل کتاب‏ شناخته می‏شوند.عین عبارت سهروردی در این‏ باب چنین است:«...و من ذلک قصه المجوس و قول عمر لا ادری ما اصنع بهم و طلب من سمع‏ فیهم شیئا ان یرفع الیه فقال عبد الرحمن بن عوف‏ فاشهد انی سمعت رسول اللّه(ص)یقول سنوابهم‏ سنه اهل الکتاب».

چنان‏که در این عبارت دیده می‏شود،به‏ مقتضای یک روایت محکم و معتبر که در«موطا» مالک نیز نقل شده است،عبد الرحمن بن عوف در برابر عمر شهادت می‏دهد که رسول خدا(ص) فرمود:«با مجوس چنان رفتار کنید و سخن‏ بگویید که با یهود و نصارا رفتار می‏کنید».آنچه‏ سهروردی در اینجا به عنوان یک فقیه و اصولی‏ بزرگ ابراز داشته،بی‏سابقه نیست و برخی از فقهای دیگر نیز به مقتضای این روایت،مجوس‏ را اهل کتاب دانسته‏اند.آنچه موچب شگفتی‏ می‏شود،این است که برخی از فقهای هموطن‏ و هم‏میهن سهروردی،چشم خود را روی این‏ روایات بسته‏اند.

                                                                                                                                           ادامه دارد...

 


نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391 ساعت 03:22 بعد از ظهر توسط امیرحسین فرخ زادنیا نظرات |

اخرین مطالب
نگاهی به ذن بودیسم
مقدمه دکتر رادپور بر معرفی کتاب ترجمه دائودجینگ
نگاهی به کتاب «متون مقدس بنیادین از سراسر جهان» اثر جاودان میرچا الیاده
امام خمینى(س) و دنیاى شعر
کتاب ققنوس حکمت
گئورگ زیمل و فلسفه پول
تناقضات مکتب اصالت نسبیت
شیخ اشراق به روایت دکتر دینانی
خاتم بزم ولا
معرفی کتاب «مقدمه‏ای بر هنر هند» نوشته‌ی آناندا کوماراسوآمی
رسالت هنر و هنرمند از نگاه امام خمینی (ره)
نقل اقوالی از رنه گنون از کتاب «شرق و غرب»
تکنولوژی ارتباطات (مقاله ای از شهید سید مرتضی آوینی) پرده اول
محکوم نمی‌کنیم حکم می‌کنیم
کدام امضا؟
2012و دنیایی که پایان نیافت!
پند نامه لقمان 3
" رنه گنون " به مناسبت تولد حکیم رنه گنون
پندنامه لقمان2
پندنامه لقمان حکیم1
(حقیقت حقه ) مقدمه تیتوس بوركهارت بر كتاب فصوص الحکم ابن عربی
تسلیت به همه مسلمانان برای هتک حرمت رسول الله(ص)
معرفی کتاب رسائل توحیدی اثر علامه طباطبائی (ره)
جهان شناسی سنتی
تأثیر سهروردی بر حکمای عهد قاجاریه
یادداشتی پیرامون نسل کشی سرخپوستان آمریکا
عصر ظهور شعری از حافظ ایمانی
هنر ذن
سلمان حلقه گمشده مطالعات ایرانی – اسلامی و قهرمان جاویدان خرد(گفتاری از استاد دکتر بابک عالیخانی)
هنر برای هنر یا ریاکاری فکری؟ " گفتاری از جرج ارول‏ در ارزیابی‏"هنر برای هنر"