تبلیغات
حكمت مشرقی - مناسک وسمبلها







































حكمت مشرقی

مجالی برای اندیشیدن در حكمت الهی ادیان

این مقاله از گنون از سایت جاودان خرد نقل می شود و نشانی چاپی آن چنین است:

نویسنده : رنه گنون
مترجم :
سید محسن فاطمی
منبع : فصلنامه هنر، شماره 30، زمستان 74 و بهار 85



راز رمز نمادین قرون و اعصار همواره در زبان حنّان و بلیغ هنر جایگاهی رفیع و بلند رتبت و مرتبت داشته است. مناسك و سمبل‌ها در بافت و زی و زاد هنر، در شمار فصیح‌ترین، مستندترین و پرطرفدارترین شیوه‌ها و روال و روش‌های پژوهیدن در تاریخ اساطیر بوده است. مقاله حاضر نگاه و نگرشی است مجمل و موجز و در عین حال گویا از هزار زبان رمز و نماد.

كلیه عناصر سازنده‌ی یك مسنك الزاماٌ معنایی سمبلیك دارند و حال آنكه متداول‌ترین معنای مصطلح، به‌عنوان تكیه‌گاهی برای تفكر، و در نهایت برای ارایه نتایجی در نظر گرفته شده است كه دقیقاً با نتایج مناسك قابل قیاس هستند، بگذارید اضافه كنیم كه وقتی موضوع مناسك و سمبل‌های واقعاً سنتی در میان باشد (و آن مناسك و سمبل‌ها كه این‌گونه نیستند ابداً استحقاق و شایستگی این نام را ندارند، بلكه فقط جعلی هستند یا حتی هزل می‌باشند)، منشأ آن در هر دو حالت به طور یكسان، «غیر انسانی» میباشد، بنابراین عدم امكان كلی تخصیص هر مؤلف یا مبدعی برای آنها به علت جهل نمی‌باشد، چنانكه بعضی از مورّخان غیر مذهبی ممكن است تصور كنند،)1) بلكه نتیجه‌ی طبیعی این سرچشمه‌ها است كه می‌تواند تنها از جانب افرادی كه كاملاً از ماهیت واقعی سنّت و هر چیزی كه تماماً با آن ارتباط تنگاتنگ دارد، (هم‌چنان‌كه هم مناسك و هم سمبل‌ها نیز آشكارا اینگونه هستند) ناآگاه هستند، مورد سؤال قرار گیرد. اگر هویت بنیادی و ریشه‌ای مناسك و سمبل‌ها دقیق‌تر مورد بررسی قرار گیرد، در وهله‌ی اول می‌توان دید كه یك سمبل، كه به‌عنوان نمایش و تجسم نموداری و گویایی درك شده است، همانطور كه معمول نیز همین است، تنها تثبت نشانه و حالت مناسك می‌باشد.(2)

در حقیقت اغلب اتفاق می‌افتد كه ترسیم واقعی یك سمبل به‌عنوان امری معمول و متعارف باید تحت شرایطی صورت گیرد كه كلیه خصایص یك منسك واقعی را به ما می‌دهد. یك نمونه بسیار مشخص و روشن از این، در حوزه‌ای كوچك، نمونه سحر و جادو (كه مع‌هذا دانشی سنتی به حساب می‌آید) در تدارك اشكال و تصاویر طلسم‌آمیز و تعویذی است. و در سطحی كه به‌صورت مستقیم‌تری ما را با ترسیم yantraها در سنت هندو مربوط می‌سازد نمونه‌ای واجد اهمیتی برابر است.(3)

اما این همه مطلب نمی‌باشد، زیرا مفهوم سمبل مذكور واقعا بیش از حد محدود می‌باشد.

نه تنها سمبل‌های تصویری یا تجسمی و بصری وجود دارند بلكه سمبل‌های سمعی و شنیداری نیز وجود دارند، و این تقسیمی است به دو مقوله بنیادی و اساسی كه در آیین هندو، سمبل‌های یانترا و منترا می‌باشند. برجستگی خاص آنها نشان ویژه‌ی دو نوع از مناسك می‌باشد كه در آغاز مربوط به سنن مردمان گذشته‌های بسیار دور در مورد سمبل‌های بصری و تصویری و مردمان خانه‌بدوش و بدوی در مورد سمبل‌های سمعی و شنیداری می‌گردد. البته چنین فهمیده خواهد شد كه میان این دو، هیچ انفكاك و جدایی مطلقی را نمی‌توان ایجاد كرد (به این دلیل كلمه‌ی برجستگی مطرح می‌شود)، هر تركیبی به‌عنوان نتیجه‌ی تغییرات گوناگون ممكن است كه با گذر زمان ایجاد شده و اشكال سنتی متنوعی را ایجاد كرده باشد كه برای ما امروز شناخته شده‌اند. این ملاحظات به وضوح نشان دهنده‌ی اتصال و پیوستگی است كه به طریقی كاملاً كلی میان مناسك و سمبل‌ها وجود دارد اما می‌توانیم این مطلب را اضافه كنیم كه در مورد مانتراها این پیوستگی را باید به‌صورت مستقیم‌تر و بلاواسطه‌تری لحاظ كرد. در حقیقت در حالی كه سمبل تصویری و بصری در وضعی پایدار باقی می‌ماند یا می‌تواند باقی بماند (كه به همین دلیل ما از حالت و نشانه تثبیت شده سخن گفته‌ایم)، اما از طرف دیگر، سمبل شنیداری و سمعی، تنها در اجرای واقعی منسك متجلی می‌شود. اما هنگامی كه همخوانی و مطابقتی میان سمبل‌های بصری و سمعی صورت گیرد، مثلا در كتابت و نوشته، كه نمایانگر تثبیت واقعی در مورد صدا می‌باشد (البته نه در مورد خود این صدا این‌گونه باشد بلكه امكان دایمی تولید مجدد آن مورد نظر است)، این تفاوت كم‌تر می‌شود، و لزومی به یادآوری در این زمینه نیست كه هر نوشته‌ای، حداقل در منشأ و مبدأ، اساساً و ضرورتاً یك نمایش سمبلیك به حساب می‌آید. همین امر در مورد گفتار صادق است كه ویژگی و خصیصه سمبلیك و نمادین آن حتی در ماهیت خود تفكیك‌ناپذیر و ذاتی می‌باشد. كاملاً روشن است كه یك كلمه، هرچه باشد، نمی‌تواند به چیزی جز یك سمبل و نمادی از ایده‌ای باشد كه بیان آن مورد نظر است. بنابراین، هر زبانی، خواه گفته شود یا نوشته شود، واقعاً دستگاه و مجموعه‌ای از سمبول‌ها است و دقیقاً به همین دلیل است كه علی‌رغم كلیه نظریات «طبیعت‌گرایانه» كه برای تبیین این امر به وجود آمده‌اند، زبان هرگز نمی‌تواند آفرینش انسانی كم و بیش مصنوعی و ساختگی یا ثمره‌ی صرف قوای خاص انسان باشد.(4)

در میان خود سمبل‌ها بصری نیز، نمونه‌ای از «آنی‌بودن» وجود دارد كه نسبتاً با آنی‌بودن سمبل‌های صوتی قابل مقایسه است. این حالت سمبل‌هایی است كه به صورت دائمی تصویر نمی‌شوند بلكه فقط به‌عنوان علائم و نشانه‌ها در مناسك اولین به‌كار برده می‌شوند (مخصوصاً «علائم بازشناسی»)[5] و در مناسك مذهبی عام‌تر («نشان صلیب» نمونه‌ی خاصی است كه بر همگان روشن می‌باشد)، در این سمبول واقعاً نمادی است كه با خود مناسك همراه است.[6] تكرار می‌كنیم در هر حال، یك سمبول ترسیمی و «گویا» خود تثبیت حالت یا حركتی است (حركت واقعی یا مجموعه‌ای از حركت‌ها كه باید برای تحقق یافتن آن صورت گیرد) و در مورد سمبول‌های صوتی، می‌توان چنین گفت كه حركت اندام‌های صوتی كه برای تولید آنها لازم است (خواه موضوع اظهار و ادای كلمات معمولی باشد یا اصوات موزیكال و آهنگین) به همان اندازه یك حركت به حساب می‌آید كه كلیه انواع دیگر حركت‌های بدنی، كه از آن هرگز نمی‌تواند به طور كامل جدا شود.(7)

بنابراین ایده‌ی حركت، در وسیع‌ترین معنای مصطلح (كه در واقع در مقایسه با معنای واقعی كلمه از معنای مصطلح محدود شده‌ای كه توسط كاربرد متداول در نظر گرفته می‌شود بهتر است) كلیه این حالات متنوع را به وحدت بازمی‌گرداند و به ما امكان آن را می‌دهد تا اصل مشترك آن‌ها را در آن تشخیص دهیم و این حقیقت از معنای عمیقی در حوزه متافیزیكی برخوردار است كه در حال حاضر امكان شرح و بسط آن نیست.

اینك به سهولت درك خواهد شد كه هر منسكی حقیقتاً از مجموعه‌ای از سمبل‌ها تشكیل شده است و این سمبل‌ها شامل نه تنها اشیای استفاده شده یا تصاویر و اشكال نمایانده شده‌اند بلكه كلمات ملفوظ را نیز در بر می‌گیرند (امر دوم بر طبق آنچه گفته‌ایم واقعاً فقط یك حالت خاصی از امر اول است) -به‌طور خلاصه كلیه عناصر منسك را بدون استثناء شامل می‌شوند- این عناصر بدین ترتیب به‌واسطه‌ی ماهیت‌شان ارزش سمبل‌ها را دارند نه آنكه به‌واسطه‌ی هیچ معنای اضافی باشد كه می‌توانست از شرایط خارجی به‌آنها ضمیمه شود، بدون آنكه در آن‌ها واقعاً ذاتی و لاینفك باشد. مجدداً می‌توان گفت كه مناسك سمبل‌هایی هستند كه به «عمل گذارده شده‌اند» و هر حركت و عمل مناسك، سمبول و نمادی است كه «محقق شده» است، این راه دیگری از بیان همان مطلب است، اما گذاردن ویژگی یك منسك به‌صورت نسبتاً خاص‌تری در حالت وضوح و حضور، چیزی است كه الزماً با گذشت زمان[8] صورت می‌گیرد، و حال آنكه سمبل فی‌نفسه می‌تواند از نقطه‌نظری فارغ از زمان مورد توجه قرار گیرد. بدین معنا می‌توان از تفوق و برجستگی خاصی از سمبل‌ها نسبت به مناسك سخن گفت اما مناسك و سمبل‌ها اساساً تنها دو جنبه از واقعیت واحد می‌باشند و این هیچ چیز جز «مطابقت و هم‌خوانی» نیست كه كلیه درجات وجود كلی را با هم پیوند می‌دهد، به‌طریقی كه به‌واسطه‌ی آن مرتبه‌ی انسانی ما می‌تواند با مراتب برتر وجود مرتبط گردد.

پی‌نوشت‌ها

1. اگر به‌خاطر جوابی بهتر آنها به‌گونه‌ای سوق داده نشوند كه به‌عنوان ثمره نوعی «وجدان جمعی» نظر شوند، كه حتی اگر وجود می‌داشتند در هر حال، كاملاً از ایجاد اموری با مرتبه‌ی غیر تجربی و متعالی این امور عاجز می‌بوند.

2. این ملاحظات مستقیماً مربوط به چیزی است كه ما آن را «نظریه‌ی نشانه‌ها و حالت» (نظریه‌ی حركات بیانگر) (theory of gestures) نامیده‌ایم كه مكرراً دلیل و ضرورت اشاره به آن را داشته‌ایم، اما امكان بحث از آن تا كنون نبوده است.

3.الوار ترسیم كننده»ی كلبه و منزل در فراماسونری باستان كه حقیقتاً یانترای واقعی را ایجاد می‌كند، می‌توان با آن تشبیه شوند. مناسك مربوط به احداث بناهای یادبود كه به‌خاطر اهداف سنتی نیز می‌تواند به‌عنوان نمونه‌هایی در این جا ذكر شود، زیرا بنا‌های یادبود این‌گونه در ذات خود الزاماً از خصیصه‌ی نمادین و سمبولیك برخوردار هستند.

4. نیازی به توضیح و تذكر ندارد كه تمایر «زبان‌های مقدس» و «زبان‌های كفر‌آمیز و غیر مذهبی» تنها به صورت ثانوی مطرح می‌شوند، هم‌چنان‌كه در مورد هنر و علوم، بی حرمتی آنها به مقدسات تنها نتیجه انحطاطی است كه می‌تواند در مورد زبان‌های به‌علت كاربرد متداوال‌تر عام‌تر آنها به‌وجود آید. (بنگرید به «علم الحروف» در كتاب سمبل‌های بنیادین و اساسی علوم مقدس، فصل ششم).

5. اظهاراتی كه هدفی مشابه دارند برای مثال اسامی شب و اسامی رمز طبعاً در مقوله‌ی سمبل‌های صوتی قرار می‌گیرند.

6. یك نوع حالت رابط، حالت اشكال سمبلیكی است كه در ابتدای یك منسك یا به‌عنوان مقدمات آن یافت می‌شود و به محض اینكه پایان می‌یابد محو می‌شود و از بین می‌رود. روال فوق نمایانگر احتیاط در مقابل علاقه‌ی غیرمذهبی است كه به‌عنوان یك تبیین همواره بیش از حد ساده می‌باشد، قبل از هر چیز باید به آن به‌عنوان نتیجه‌ی فوری پیوند درونی نگاه شود كه سمبل‌ها و مناسك را به‌كار می‌برد چنانكه اولی، جدا از دومی، هیچ علتی برای هستی مشهود ندارد.

7. در این ارتباط مخصوصاً به قسمتی توجه كنید كه در مناسك نواخته می‌شود كه در آن مناسك حركاتی وجود دارد كه در سنت هندو مودره‌ها (mudras) نامیده می‌شود كه زبان واقعی حركات و نگرش‌ها را شكل می‌هد. «مصافحه» كه به‌عنوان «شیوه‌ی سپاس و قدردانی» در سازمان‌های اولین در غرب و نیز در شرق استفاده می‌شود واقعاً حالت خاصی از مودره‌ها هستند.

8. در سانسكریت كلمه‌ی كارما (Karma) كه معنای «عمل» به‌طور كلی است، در معنای «تكنیكی و فنی» به معنای «عمل مناسك و عبادی» در معنای خاص استفاده می‌شود، آنچه در ان صورت به‌طور مستقیم بیان می‌كند همان ویژگی منسك است كه ما در این جا مورد ملاحظه قرار می‌دهیم.


نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390 ساعت 03:21 بعد از ظهر توسط سینا زرتاب نظرات |

اخرین مطالب
«مطالعات تطبیقی»
معرفی کتاب
نگاهی به ذن بودیسم
مقدمه دکتر رادپور بر معرفی کتاب ترجمه دائودجینگ
نگاهی به کتاب «متون مقدس بنیادین از سراسر جهان» اثر جاودان میرچا الیاده
امام خمینى(س) و دنیاى شعر
کتاب ققنوس حکمت
گئورگ زیمل و فلسفه پول
تناقضات مکتب اصالت نسبیت
شیخ اشراق به روایت دکتر دینانی
خاتم بزم ولا
معرفی کتاب «مقدمه‏ای بر هنر هند» نوشته‌ی آناندا کوماراسوآمی
رسالت هنر و هنرمند از نگاه امام خمینی (ره)
نقل اقوالی از رنه گنون از کتاب «شرق و غرب»
تکنولوژی ارتباطات (مقاله ای از شهید سید مرتضی آوینی) پرده اول
محکوم نمی‌کنیم حکم می‌کنیم
کدام امضا؟
2012و دنیایی که پایان نیافت!
پند نامه لقمان 3
" رنه گنون " به مناسبت تولد حکیم رنه گنون
پندنامه لقمان2
پندنامه لقمان حکیم1
(حقیقت حقه ) مقدمه تیتوس بوركهارت بر كتاب فصوص الحکم ابن عربی
تسلیت به همه مسلمانان برای هتک حرمت رسول الله(ص)
معرفی کتاب رسائل توحیدی اثر علامه طباطبائی (ره)
جهان شناسی سنتی
تأثیر سهروردی بر حکمای عهد قاجاریه
یادداشتی پیرامون نسل کشی سرخپوستان آمریکا
عصر ظهور شعری از حافظ ایمانی
هنر ذن