تبلیغات
حكمت مشرقی - روانکاوی و مضار آن







































حكمت مشرقی

مجالی برای اندیشیدن در حكمت الهی ادیان

اشاره حكمت مغانی:

 

مقاله ای که تقدیم میشود مقاله ای مهم در نقد روانکاوی از حکیم الهی شیخ   عبد الواحد یحیی است.این مقاله را از سایت جاودان خرد گرفته ایم و آدرس  چاپی آن در زیر آمده است.برای مطالعه بیشتر میتوانید رجوع کنید به کتاب مهم سیطره کمیت و علایم آخر الزمان

 

نویسنده : رنه گنون
مترجم :
جلال ستاری
منبع : اسطوره و رمز، مجموعه مقالات، ترجمه جلال ستاری، سروش 1378.
  

 


قبلا جای دیگر نقش روانكاوی را در كار آشفتن و سرنگون سازی نظم جهان، كه پس از «متحجر و جامد ساختن» مادی‌گرایانه‌ی آن، دومین مرحله‌ی عمل سنت‌ستیزی است كه مشخصه‌ی سراسر دوران جدید است، شرح داده‌ایم.[2] اما باید بدین موضوع بازگردیم، زیرا از چندی پیش مشاهده می‌كنیم كه هجوم روانكاوی، همواره، برد و شعاع عمل گسترده‌تری می‌یابد، بدین معنی كه با پرداختن به مسأله‌ی سنت مستقیماً، به بهانه‌ی توضیح آن، اینك متمایل است كه مفهوم سنت را به خطیرترین نحو، كژمژ و تحریف كند. بدین مناسبت بجاست میان انواع روانكاوی كه به‌طور نامساوی، «تحول و تكامل» یافته‌اند، تمییز دهیم: روانكاوی به‌گونه‌ای كه نخست فروید آن را پرداخت، تا حدّی، محدود به وجه نظری، مادی‌گرا بود كه همواره كوشید تا همان وجه‌نظر را نسبت به امور حفظ كند. بیگمان همان هنگام نیز خصلتی آشكارا «شیطانی» داشت، منتها این خصلت شیطانی دست‌كم مانع از آن می‌شد كه روانكاوی، مدعی پرداختن به بعضی حوزه‌ها باشد، یا اگر هم چنان دعوی‌ای داشت، عملا فقط به صورت‌های تقلبی نسبتاً نتراشیده و زمخت آن موضوعات دست می‌یافت كه خود سرچشمه‌ی اشتباهات و خبط‌هایی شد كه رفع كردن‌شان هنوز بانسبه آسان بود. مثلا وقتی فروید از «رمزپردازی» سخن می‌گفت، آنچه كه وی ناروا بدین نام می‌نامید، در حقیقت، چیزی جز فراورده‌ی سهل و ساده‌ی تخیل انسان نبود كه نزد افراد مختلف، متفاوت است، و به راستی، هیچ وجه مشتركی با رمزپردازی حقیقی سنتی ندارد. اما این، فقط نخستین مرحله به شما می‌رفت و روانكاوان دیگر می‌بایست نظریات «استاد»شان را با اعطای سبغه‌ی روحانیت و معنویتی نادرست بدان دستكاری كنند تا بتوانند با خبط و اشتباهی ظریفتر، آن نظریات را در تفسیر رمزپردازی سنتی، به كار برند. قرعه‌ی این فال به نام كارل گوستاو یونگ زده شد كه نخستین كوشش‌هایش در این راه، سابقه‌ای نسبتاً كهن دارد.[3] شایان توجه است (و این نكته بسیار با معنی است) كه مبدأ حركتش در این مسیر تفسیر، امكان قیاس بعضی رمزها با نقوش و تصاویری است كه بیماران ترسیم می‌كنند. و باید اذعان داشت كه این نقوش، گاه با رمزهای حقیقی، نوعی مشابهت «از نوع تقلیدی مضحكه‌آمیز» دارند كه به لحاظ سرشت و ماهیت منبع الهام آنها، همواره، تشویش برمی‌انگیزد و مایه‌ی نگرانی است.

آنچه باعث وخامت اوضاع شد این بود كه یونگ برای تبیین امری كه عوامل منحصراً فردی، ظاهراً قاده به توضیحش نبودند، ناگزیر فرضیه‌ی «ناخودآگاه جمعی» را  وضع كرد كه در روان یا در زیر روان همه‌ی آحاد انسان وجود دارد و به اعتقاد یونگ، به‌طور یكسان، در عین حال، منشأ رمزها و منبع صورِ بیمارگون و مضحكه‌آمیز آنها محسوب می‌شود. بدیهی است كه این واژه‌ی «ناخودآگاهی»، سخت نامناسب و بیجاست و مدلول آن، به میزانی كه واقعیت می‌توان داشت، چیزی است كه روانشناسان معمولاً «زیرخودآگاهی» یا «نیمه‌هشیاری» (subconscient) می‌نامند، یعنی مجموع دنباله‌های زیرین خودآگاهی. قبلاً جای دیگر خاطرنشان ساخته‌ایم كه دائماً، «زیر خودآگاهی» را با «ابرخودآگاهی» (superconscient) خلط می‌كنند: یعنی نظر به آنكه «ابرخودآگاهی» بنا به طبیعتش، در حوزه تجسسات روانشناسان قرار نمی‌گیرد یا بدان تن در نمی‌دهد، روانشناسان هربار كه به برخی از تجلیات ابرخودآگاهی وقوف می یابند، لا محاله آنها را به «زیر خودآگاهی» منسوب می‌دارند. و در اینجا نیز دقیقاً همان خلط و اشتباه را مشاهده می‌كنیم: به سخنی دیگر در اینكه آفریده های بیماران مورد معاینه‌ی روانپزشكان، از «زیرخودآگاهی» نشأت می‌گیرند، قطعاً تردیدی نیست؛ اما بر عكس، هر چه متعلق به نظام سنتی است و خاصه رمزپردازی، فقط به «ابرخودآگاهی» قابل ارجاع است، یعنی به چیزی كه از طریقش، ارتباط با عالم مافوق انسان برقرار می‌شود، حال آنكه «زیرخودآگاهی» بالعكس، به عالم مادونِ انسان نظر دارد. بنابراین در اینجا، باژگونی یا قلبی (تقلیبی) حقیقی صورت گرفته كه كاملا ممیزه‌ی نوع تبیین مورد بحث ما یعنی تبیین روانكاوانه است؛ و برحق بودن ظاهری آن تبیین نیز، از این امر ناشی است كه گاه در مواردی نظیر آنچه ذكر شد، «زیرخودآگاهی»، به سبب ارتباطش با تأثیرات روانی تحتانی‌ترین نظام (هستی)، «میمون‌وار» از «ابرخودآگاهی» تقلید می‌كند، و این برای كسانی كه فریب آن تقلبات را می‌خورند و قادر به تشخیص طبیعت حقیقی آن‌ها نیستند، شبهه‌ای پیش می‌آورد كه به چیزی مؤدی می‌شود كه ما آن را «معنویت معكوس و وارونه» نامیده‌ایم.

اعتقاد بر این است كه به مدد فرضیه‌ی «ناخودآگاهی جمعی» می‌توان این واقعیت را توضیح كرد كه «رمز، مقدم و اولی بر فكر فرد است» و از آن فراتر می‌رود. اما مسأله‌ی حقیقی كه ظاهراً مطرح نمی‌شود، دانستن این معنی است كه رمز در چه جهتی از فكر فراتر می‌رود و آیا از طریق تحتانی است، چنانكه رجوع به «ناخودآگاهی» مورد دعوی، نمودار آن است؛ یا برعكس از طریق فوقانی است، به قسمی كه همه‌ی آموزه‌های سنتی صریحاً آن را تأیید می‌كنند؟ ما در مقاله‌ای كه اخیراً به چاپ رسیده، عبارتی دیده‌ایم كه این خلط و اشتباه، به روشن‌ترین نحو ممكن، در آن ظاهر می‌گردد: «تفسیر رمزها ... دروازه‌ای است بر كلیت وجود، چهارطاق گشوده است، یعنی راهی است كه از لابلای هزارخمِ اعماق تاریك فردیت ما، به سوی روشنایی كامل و تمام، رهنمون است». متأسفانه امكان اینكه آدمی با گم و بیراه شدن در این «اعماقِ تاریك»، به جایی غیر از مكان «نور كامل شامل» برسد، بسیار است؛ مبهم و مشكك بودن خطرناك «كلّیت وجود» را نیز خاطر نشان كنیم كه نظیر «وجدان كیهانی» كه بعضی مشتاق گدازش درآنند، در اینجا، چیزی بیش از و غیر از نفسانیات مبهم تحتانی‌ترین مناطق عالم لطیف نمی‌تواند بود. و بدین‌گونه تفسیر روانكاوانه‌ی رمزها، و تفسیر سنتی آنها، در واقع، به دو نتیجه كه بالكلّ مقابل همند، می‌انجامد.

بجاست كه ملاحظه‌ی با اهمیت دیگری را نیز ذكر كنیم: در ردیف چیزهای مختلفی كه محتمل است «ناخودآگاهی جمعی» آنها را توجیه و توضیح كند، طبیعتاً فرهنگ عامه («فولكلور») را منجمله منظور باید داشت، و این از مواردی است كه فرضیه، ممكن است در آن باره، حقیقت‌نما باشد. برای آنكه صحیح‌تر و دقیق‌تر سخن بگوییم، باید در این مورد، از نوعی «حافظه‌ی جمعی» یاد كنیم كه در عالم انسانی، همچون تصویر یا پرتوی از «حافظه‌ی كیهانی» است كه خود یكی از وجوه رمزپردازیِ ماه، محسوب می‌شود. منتها این استدلال كه با شناخت طبیعت «فولكلور» به شناخت منشأ سنت می‌رسیم یعنی منشأ سنت در «فولكلور» است، ارتكاب خبطی نظیر خطایی است كه امروزه بسیار رایج است و آن اینكه چیزی را كه منحصراً محصول تدنی و فساد و فروزادگی است، «ابتدایی» فرا می‌نمایند، درواقع واضح است كه «فولكلور»، چون اساساً از عناصر متعلق به سنن فراموش شده، فراهم آمده، بی چون و چرا، نمودار حالتی از فساد و انحطاط سنن است؛ ولی از سوی دیگر، تنها وسیله‌ای است كه به كمك آن می‌توان چیزكی را از سنت حفظ كرد و نگاه داشت. همچنین باید از خود پرسید كه در چه شرایط و مقتضیاتی، حفظ و نگهداری آن عناصر، بر عهده‌ی «حافظه‌ی جمعی» افتاده است، و همان‌گونه كه به مناسبتی دیگر گفته‌ایم، ما چنین امری را فقط نتیجه‌ی عمل كاملاً آگاهانه و هشیارانه‌ی آخرین نمایندگان صور قدیم سنّتی كه در شرف نابودی بوده‌اند، می‌دانیم. آنچه یقین است این است كه ذهنِ جماعت، تا آنجا كه چنین چیزی وجود داشته باشد كه بتوان بدین نام خواندش، حقیقتاً به حافظه، تحویل و تأویل می‌گردد و این امر در قاموس رمزپردازی اختران و كواكب چنین تعبیر می‌شود كه حافظه سرشتی قمری دارد؛ یعنی به سخنی دیگر، حافظه می‌تواند نوعی كنش یا كار ویژه‌ی حفظ و نگاهداری را به عهده گیرد و «فولكلور» تحقیقاً چیزی جز آن نیست؛ اما آن حافظه بالكلّ عاجز از تولید یا ساخت و پرداخت چیزی و خاصه چیزهایی از مقوله و نظام استعلایی است كه هر داده‌ی سنت بنا به تعریف، جزء همان نظام است. درواقع هدفِ تفسیر روانكاوانه، نفی این ستعلای سنت است، منتهی می‌توان گفت به شیوه‌ای نو و متفاوت با شیوه‌هایی كه تا كنون رواج داشته‌اند: بدین معنی كه منظور، بدان‌گونه كه خردگرایی و مذهب اصالت عقل، در اشكال مختلفش می‌كرده است، انكار خشن و یا غفلت ساده و مختصر از موجودیت هرگونه عنصر «غیر انسانی» نیست، بلكه برعكس چنین می‌نماید كه این معنی تصدیق می‌شود كه سنت، به‌راستی، خصلتی «غیر انسانی» دارد، اما با تغییر دادن و قلب كامل معنای این واژه، و بدین‌گونه در پایان مقاله‌ای كه پیش‌تر ذكر آن رفت، می‌خوانیم: «شاید به تفسیرات روانكاوانه‌ی گنجینه‌ی معنوی خودمان بازگردیم كه «ثباتش» در ازمنه و تمدن‌های مختلف، به خوبی نمودار خصلتی سنتی و غیر انسانی آن است، اگر واژه‌ی «انسانی» را به معنای علت یا نشانه‌ی جدایی (انفصال و افتراق) و نیز به مفهوم چیزی كه فردی است، مراد كنیم». شاید این سخن چیزی باشد كه به بهترین وجه، نیّت اساسیِ همه‌ی آن قبیل تفسیرها را حقیقتاً آشكار می سازد. نیّتی كه به اعتقاد ما، همواره نزد كسانی كه چنین مطالبی می‌نویسند، خودآگاه نیست، چون باید دانست و یقین است كه آنچه از لحاظ ما مطرح است و مضوع بحث ماست، فلان فرد و شخص، حتی اگر «صاحب مكتبی» چون یونگ باشد، نیست، بلكه «الهام» بس مظنون و مشكوكی است كه تفسیرهای مزبور، از آن منبع، نشأت می‌گیرند. نیازی به بررسی عمیق آموزه‌های سنتی نیست تا بدانیم كه وقتی سخن از عنصری «غیر انسانی» می‌رود، آنچه از این واژه مراد می‌كنند و اساساً به حالات فوق‌فردیِ وجود مربوط می‌شود، مطلقاً هیچ ربطی به عامل «جمعی» ندارد كه بالذات، واقعاً جزء حوزه‌ی فردیت آدمی است، همان‌گونه كه چیزی علت و نشانه‌ی «امتیاز و جدایی» توصیف شده و ضمناً به علت خصلت «زیر خودگاهش» («subconscient»)، در هر حال ممكن نیست با حالات دیگر وجود، جز در مرتبه‌ی مادونِ انسان ارتباط برقرار كند، متعلق به همان حوزه است. بنابراین در اینجا مستقیماً به طریقه‌ی سرنگونی و براندازی پی می‌بریم كه عبارت است از چنگ انداختن به بعضی مفاهیم سنتی و معكوس و وارونه كردن آنها، یعنی جایگزین ساختن «ابر خودآگاهی» با «زیر خودآگاهی» و مافوق‌انسان با مادونِ انسان. آیا این سرنگونی و براندازی، حتّی از نفی و انكار ساده، خطرناكتر نیست؟ و آیا تصور بر این است كه ما مبالغه می‌كنیم وقتی كه می‌گوییم آن سرنگونی، راه را برای ظهور «سنت ستیزی» حقیقی و پیدایی سنتی دیگر هموار می‌سازد كه همچون محملی برای «معنویت معكوس و وارونه» به كار خواهد رفت كه «سیطره‌ی دجّال»، در اواخرِ دورِ كنونی باید نشانه‌ی ظفرمندی ظاهری و گذرایِ آن باشد؟

 

حواشی


[1]
René Guénon, Etudes Traditionnelles, juillet-aout 1949.

[2] Le Règne de la Quantité et les Signes des Temps, ch. XXXIX

[3] A.Préau, La Fleur d'or et le Taoisme sans Tao.

 

 

 


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390 ساعت 08:41 بعد از ظهر توسط سینا زرتاب نظرات |

اخرین مطالب
«مطالعات تطبیقی»
معرفی کتاب
نگاهی به ذن بودیسم
مقدمه دکتر رادپور بر معرفی کتاب ترجمه دائودجینگ
نگاهی به کتاب «متون مقدس بنیادین از سراسر جهان» اثر جاودان میرچا الیاده
امام خمینى(س) و دنیاى شعر
کتاب ققنوس حکمت
گئورگ زیمل و فلسفه پول
تناقضات مکتب اصالت نسبیت
شیخ اشراق به روایت دکتر دینانی
خاتم بزم ولا
معرفی کتاب «مقدمه‏ای بر هنر هند» نوشته‌ی آناندا کوماراسوآمی
رسالت هنر و هنرمند از نگاه امام خمینی (ره)
نقل اقوالی از رنه گنون از کتاب «شرق و غرب»
تکنولوژی ارتباطات (مقاله ای از شهید سید مرتضی آوینی) پرده اول
محکوم نمی‌کنیم حکم می‌کنیم
کدام امضا؟
2012و دنیایی که پایان نیافت!
پند نامه لقمان 3
" رنه گنون " به مناسبت تولد حکیم رنه گنون
پندنامه لقمان2
پندنامه لقمان حکیم1
(حقیقت حقه ) مقدمه تیتوس بوركهارت بر كتاب فصوص الحکم ابن عربی
تسلیت به همه مسلمانان برای هتک حرمت رسول الله(ص)
معرفی کتاب رسائل توحیدی اثر علامه طباطبائی (ره)
جهان شناسی سنتی
تأثیر سهروردی بر حکمای عهد قاجاریه
یادداشتی پیرامون نسل کشی سرخپوستان آمریکا
عصر ظهور شعری از حافظ ایمانی
هنر ذن