تبلیغات
حكمت مشرقی - بهاوانی اشتاكام (شعری از شانكارا)







































حكمت مشرقی

مجالی برای اندیشیدن در حكمت الهی ادیان

 

ترجمه اسماعیل رادپور

اشتا در سنسكریت به معنی هشت و اشتاكا به معنی هشت‌تایی است، كه نوعی قالب شعر می باشد. اشتاكا‌ی زیر نوشته شنكرآچاریه است، در نیایش با بهاوانی از خدایان (مؤنث) آیین هندو. بهاوانی یعنی «گیرنده‌ی زندگی» یا قدرت طبیعت یا منبع انرژی خلاق. وصف جالب این شعر، حضور نوعی نگاه خاص است كه همسنگ آن را لابلای اشعار پارسی صوفیان بخصوص نزد جناب شمس‌الدین حافظ شیرازی آنجا كه نگرشی ملامتی به چشم می‌آید، سراغ می‌توان گرفت. متن زیر ترجمه‌ای آزاد است از، ترجمه انگلیسی پ. ر. راماچاندر كه آن را افزون بر آوانویسی سانسكریت در آدرس

می توانید بیابید. http://www.shankaracharya.org / bhavani_ashtakam.php

 

1

نه مادری و نه پدری،
نه خویشی و نه دوستی،
نه پسری و نه دختری،
نه نوكری و نه شوهری،
نه همسری و نه معرفتی،
و نه پیشه‌ی تنهایی من،
نیستند پناهی تا بر ایشان تكیه زنم، ای بهاوانی!
پس تویی پناه من و تنها پناه من، بهاوانی!


2

غرقه‌ی این دریای زادن‌ و مردن منم،
منم ترسویی كه نیست در او یارای دیدار اندوه،
منم پر از آز و گناه،
پر از حرص و طمع منم،
مهار خویش را به دستان این عجوزه‌ی زندگی داده‌ام تا او كجا مرا كشد؟!
پس تویی پناه من و تنها پناه من، بهاوانی!


3

نه دانم چون گیرم آن موی را،
نه دانم چون پایم آن روی را؛
نه جیب مراقبت را دانم كجاست،
نه ذكر نماز را دانم كه چیست؛
نه از پرستش چیزی دانم،
و نه در ذكر و فكر و پاس انفاس سری دارم؛
پس تویی پناه من و تنها پناه من، بهاوانی!


4

این ندانم چون پارسایی كنم،
راه خرابات ز مسجد من ندام،
نه از راه فنا خبر دارم نه از راه بقا ،
آخر ندانم چون گردانم دلم را یكی‌ با خدای،
قربانی بازنشناسم از حیرانی،
مادرا مددی! گو آن ریاضت را چون بر خود كشند؟!
پس تویی پناه من و تنها پناه من، بهاوانی!


5

اعمال بد را عامل منم،
مجمع بدان را حامل منم،
بد پندار منم؛ پر از عصیان و پندار ویران منم،
پیران بد را دست ارادت من داده‌ام،
خویشانم همه از طایفه‌ی شرورند،
بحر توحید نمی‌شناسم ولی غرق گنه منم،
چون بنگرم، نیّت‌ام بس ناپاك بُوَد،
كتاب اصطلاحات الشّریرة را نویسنده منم؛
همیشه و همواره،
تویی پناه من و تنها پناه من، بهاوانی!


6

نه خالق را می‌شناسم كه گویند او آفریدت،
نه ایزدِ كام‌ها را می‌شناسم كه گویند زو كام خواه،
آخر نه ایزد جهان را می‌شناسم كه گویند او را بدان،
و نه ایزد ایزدان را، كه گویند او را بخواه،
نه می‌شناسم خدایی كه به روز روشنی داد،
نه آن خدایی كه شب را گسترد،
و نه هیچ خدای دیگری را من نمی‌شناسم،
تو خدایی كه همیشه‌ات تعظیم می‌كنم،
پس تویی پناه من و تنها پناه من، بهاوانی!


7

تا گاهی كه همراه خشم به دیدار نزاع می‌روم،
تا گاهی كه غرقه‌ی اندوه‌ام باز،
تا گاهی كه رنجی ناپایدارم هنوز،
تا گاهی كه مسافر دوردست‌هایم،
تا گاهی كه در آب‌ام یا آتش،
تا گاهی كه بر سر كوه‌ام همچنان،
و تا گاهی كه هنوز هم در ژرفنای بیشه‌زارم،
تو آن خدایستی كه در پیشگاهت سر فرو می‌برم،
تویی پناه من و تنها پناه من، بهاوانی!


8

تا گاهی كه این یتیم را هستی باشد هنوز،
تا این مسكینِ تهدیست را هستی باشد هنوز،
تا امراض پیری نمایان باشدم هنوز،
تا خستگی این خوف باشدم هنوز،
تا در این حال زار باشم هنوز،
تا بلعیده‌ی مشكلات باشم هنوز،
و تا رنجه از خطرات باشم هنوز ،
همواره تو را تعظیم می‌كنم،
تویی پناه من و تنها پناه من، بهاوانی!

 


نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1390 ساعت 01:24 بعد از ظهر توسط امیرحسین فرخ زادنیا نظرات |

اخرین مطالب
نگاهی به ذن بودیسم
مقدمه دکتر رادپور بر معرفی کتاب ترجمه دائودجینگ
نگاهی به کتاب «متون مقدس بنیادین از سراسر جهان» اثر جاودان میرچا الیاده
امام خمینى(س) و دنیاى شعر
کتاب ققنوس حکمت
گئورگ زیمل و فلسفه پول
تناقضات مکتب اصالت نسبیت
شیخ اشراق به روایت دکتر دینانی
خاتم بزم ولا
معرفی کتاب «مقدمه‏ای بر هنر هند» نوشته‌ی آناندا کوماراسوآمی
رسالت هنر و هنرمند از نگاه امام خمینی (ره)
نقل اقوالی از رنه گنون از کتاب «شرق و غرب»
تکنولوژی ارتباطات (مقاله ای از شهید سید مرتضی آوینی) پرده اول
محکوم نمی‌کنیم حکم می‌کنیم
کدام امضا؟
2012و دنیایی که پایان نیافت!
پند نامه لقمان 3
" رنه گنون " به مناسبت تولد حکیم رنه گنون
پندنامه لقمان2
پندنامه لقمان حکیم1
(حقیقت حقه ) مقدمه تیتوس بوركهارت بر كتاب فصوص الحکم ابن عربی
تسلیت به همه مسلمانان برای هتک حرمت رسول الله(ص)
معرفی کتاب رسائل توحیدی اثر علامه طباطبائی (ره)
جهان شناسی سنتی
تأثیر سهروردی بر حکمای عهد قاجاریه
یادداشتی پیرامون نسل کشی سرخپوستان آمریکا
عصر ظهور شعری از حافظ ایمانی
هنر ذن
سلمان حلقه گمشده مطالعات ایرانی – اسلامی و قهرمان جاویدان خرد(گفتاری از استاد دکتر بابک عالیخانی)
هنر برای هنر یا ریاکاری فکری؟ " گفتاری از جرج ارول‏ در ارزیابی‏"هنر برای هنر"