تبلیغات
حكمت مشرقی - سریالهای رمضانی عقل ستیزی و نقل گریزی







































حكمت مشرقی

مجالی برای اندیشیدن در حكمت الهی ادیان

سریالهای رمضانی عقل ستیزی و نقل گریزی

سینا زرتاب

 

چندین سال است که ماه رمضان در صدا و سیما به صورت فستیوالی از فیلمهای رنگ به رنگ در می آید  آنقدر رنگ که از یاد میرود ریاضت رمضان برای بی رنگ گشتن است .

با چهار سریال بعد از افطار که تا  پس از نیمه شب ادمه میابد واقعا چقدر وقت عبادت و دعا و قرائت و ذکر برای عامه مردم میماند تا لااقل  ره توشه ای از معنویت و معرفت برای یازده ماه دیگر بربندند؟!

لابد در جواب این سوال چنین مقرر است که فیلم های رمضانی در راستای ترویج معنویت و نهادینه کردن دیانت و تعمیق معرفت گام میزنند ، و ای کاش چنین بود

***

سرگرمی هایی که فقط و فقط سرگرمی اند و برای گذران وقت به کار میرود فی الواقع اتلاف وقتند و هدر کردن عمر و بطالت و حال اگر این بطالیت در بهترین اوقات سال که رمضان باشد خسران افزون تر است  .

با این همه سریال سه دونگ سه دونگ را به تمام دیگر سریال ها ترجیح میدهم فدرست به این دلیل که دعوی معنوی بودن نداشت و دست کم لبخندی برلبان مردم کاشت .

***

اکثر سریالهای رمضانی که مدعی ترویج معنویت و دیانت و معرفتند در سبکی ساخته میشوند که موسوم شده است به "ژانر ماورایی" ژانری که با سریال "او یک فرشته بود " آغاز شد و به "پنج کیلومتر تا بهشت " و "سقوط یک فرشته " رسید .

زانری مبنی بر تجسم شیاطین و نشان دادن ارواح سرگردان در میانهی دنیا و برزخ .طبع شوخ و طنز پرداز ایرانی ،از میان سریال های تلویزیونی بیشترین لطیفه ها را برای این دست سریال ها ساخته است که این اواخر برخی از گفتگو ها یا آموزه هایی که با زور می خواستند  در سریال بگنجانند نیاز لطیفه سازی را مرتفع ساخت  فی المثل روحی به روح دیگر میگوید "من هوایی میرم ،تو زمینی بیا " یا تاکیدی به روح قهرمان فیلم میشود که مادر دوستش {...} در خانه هم با حجاب اسلامی است و او میتواند برای جشن تولد داخل خانه شود .

***

منکر تاثیرگذاری سریالها و فیلم ها و به کل رسانه نیستم نمونه اش همین که چند روز پیش کودکی به اشتیق تجربه "همانند امیر حسین روح شدن " خودکشی کرد و مرد ! در حقیقت محرک اصلی این نوشته نیز همین خبر بود .

خیلی صریح بگویم که دیلنت زمانی که از اصالت بیفتد و از عقلانیت دوری کند  تبدیل به خرافات میشود .

در "ژانر ماورایی" همین اتفاق میفتد ، همه حکمای مسلمان یک صدا میگویند که روح از عالم عقول است و بلاصورت حالا این تصویر سازی ارواح و گلگشت  آنان در دنیای مادی و ... را از کجا آوردهاند ؟ فلسفه اسلامی چنین پاسخ میدهد  خیال مغلوب وهم توهم !

اصلا آزاد شدن روح و گردش آن در عالم هنگامیکه کسی در حالت کماست مستند به کدام آیه و حدیث است؟

به زبانی دیگر بگویم سنگ بنای فیلم نه بر نقل استوار است و نه بر عقل تکیه دارد خطر این جاست که چنین امر موهومی با عنوان امری دینی به دیده و جان مردم اندر شود و بیش از پیش بازار خرافات گرم گردد و ما حیران بمانیم که اینهمه شیاد به نام رمال و جن گیر و ... از کجا روز بازار پیدا کرده اند .

" ژانر ماورایی" چیزی نیست جز تبلیغ اسپیریتیسم(*)با رنگ و لعابی اسلامی که همین آن را خطرناک تر میکند .

چه اسپریتیسم که نوعی رازاموزی معکوس (*) است دعوی مسلمانی دارد

***

سوالهایی که برای من باقی می ماند اینست که ایا برای ترویج معنویت حتما باید به سراغ جن و روح رفت ؟ مگر آنچه که در دستورات شرع انور به ما رسیده از این قبیل است؟ آیا نمی توان  با داستانهایی که برای مردم ملموس است و در زندگی مشهود است به تعمیق اخلاق حسنه پرداخت ؟

قرآن کریم برای تدبر به ما دستور تفکر در سماوات و طبیعت  داده است یا تدبر در تجسم شیاطین و به اصطلاح احضار ارواح ؟

 

 

 

*)اسپیریتسم یا آنچه در ایران احضار ارواح خوانده  میشود یکی از اقسام راز آموزی معکوس است .

در یک تقسیم بنددی کلی رازآموزی بر سه نوع است :

الف) رازآموزی حقیقی که ما در ایران به آن عرفان مگوییم .در این راه سالک به خدای تبارک و تعالی تقرب میابد و در راه تقرب خویش از عالم وجود گذر میکند و این سیر برای اقتداری الهی پدید می اورد که البته برای سالک فقط تقرب مهم است و نه اقتدار و کرامت نمایی . در نهایت این طریق راز آموزی به درجه ائلیای الرحمن می رسد .

 

ب) رازآموزی دوروغین :

سیری حقیقی در این نوع وجود ندارد فقط فرد را با عبارتات یا آداب یا سمبولهایی بازی میدهند و در نهیت هم فرد نه حرکت کرده و نه اقتداری حاصلش گشته است . از دو جنبه خطرناک است اول اینکه عمر فرد را تباه میکند دوم اینکه ممکن است راه به رازآموزی معکوس باز کند .

 

ج) راز آموزی معکوس:

در این سبک فرد حرکت دارد  ولی در خلاف جهت سیر الهی ،یعنی در جهت بعد و دوری از خدا حرکت میکند .

هرچند رونده این راه به واسطه اتصال به ملکوت سفلی (عالم جنیان و شیطانیان ) صاحب نوعی از اقتدار میشود اما اقتدارش شیطانی بوده و نهایت این سیر داخل شدن در زمره اولیائ الشیطان است این راه دوزخ است که ابلیس میرود .

 

هشدار تا از پی او ره نسپری

 

 


نوشته شده در شنبه هفتم آبان 1390 ساعت 08:17 بعد از ظهر توسط سینا زرتاب نظرات |

اخرین مطالب
«مطالعات تطبیقی»
معرفی کتاب
نگاهی به ذن بودیسم
مقدمه دکتر رادپور بر معرفی کتاب ترجمه دائودجینگ
نگاهی به کتاب «متون مقدس بنیادین از سراسر جهان» اثر جاودان میرچا الیاده
امام خمینى(س) و دنیاى شعر
کتاب ققنوس حکمت
گئورگ زیمل و فلسفه پول
تناقضات مکتب اصالت نسبیت
شیخ اشراق به روایت دکتر دینانی
خاتم بزم ولا
معرفی کتاب «مقدمه‏ای بر هنر هند» نوشته‌ی آناندا کوماراسوآمی
رسالت هنر و هنرمند از نگاه امام خمینی (ره)
نقل اقوالی از رنه گنون از کتاب «شرق و غرب»
تکنولوژی ارتباطات (مقاله ای از شهید سید مرتضی آوینی) پرده اول
محکوم نمی‌کنیم حکم می‌کنیم
کدام امضا؟
2012و دنیایی که پایان نیافت!
پند نامه لقمان 3
" رنه گنون " به مناسبت تولد حکیم رنه گنون
پندنامه لقمان2
پندنامه لقمان حکیم1
(حقیقت حقه ) مقدمه تیتوس بوركهارت بر كتاب فصوص الحکم ابن عربی
تسلیت به همه مسلمانان برای هتک حرمت رسول الله(ص)
معرفی کتاب رسائل توحیدی اثر علامه طباطبائی (ره)
جهان شناسی سنتی
تأثیر سهروردی بر حکمای عهد قاجاریه
یادداشتی پیرامون نسل کشی سرخپوستان آمریکا
عصر ظهور شعری از حافظ ایمانی
هنر ذن