تبلیغات
حكمت مشرقی

امام خمینى(س) و دنیاى شعر

 دکتر غلامحسین ابراهیمى دینانى

در این ابیات، امام سعادت واقعى را در رها شدن از سیطرۀ عقل مادى گرا، منفعت جویى، خودخواهى و خودبینى فلسفى و رسیدن به مقام خلوص و صفا و پاکى مى دانند. به عقیدۀ ایشان حتّى فرقه ها و باورهاى عرفانى هم اگر به صورت رسمى و خشک و بى روح درآید و ابزار سوء استفادۀ برخى شود، خود از بُتهایى است که باید از آنها اجتناب کرد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: عرفان و تصوف،  فلسفه و حكمت،  ادبیات،  هنر،  فرهنگ عامه،  مقالات، 
برچسب ها: امام خمینی، شعر، عرفان، ادبیات، دینانی،  

تاریخ : شنبه بیست و یکم فروردین 1395 | 06:42 بعد از ظهر | نویسنده : امیرحسین فرخ زادنیا | نظرات
کتاب ققنوس حکمت به چاپ دوم رسید.
این کتاب دارای سه بخش می باشد که  مقاله هایی در فلسفه اسلامی، عرفان اسلامی و حکمت خالده را شامل می شود.
مدخلی بر مطالعه عرفان و فلسفه اسلامی
خرد جاویدان در حکمت مشاء
تفسیر اشراقی راز اناالحق
محمد دارالشکوه قهرمان عرفان تطبیقی
مبانی هنر مقدس در نظر تیتوس بورکهارت
منشا هنرها و انحطاط آنها نزد رنه گنون 
گل سرخ رمزی در عرفان تطبیقی 
و آتشدان حکمت ، از مقالات این کتاب می باشد. این کتاب در شمارگان 500 نسخه با قیمت 15000 تومان از سوی انتشارات اندیشه طلائی منتشر شده است.
برای تهیه کتاب پیام خود را در نظرات ثبت بفرمایید.



طبقه بندی: حکمت خالده،  عرفان و تصوف،  فلسفه و حكمت،  ادیان،  هنر،  کلام و فرق،  ایرانشناسی،  مقالات،  معرفی و نقد كتب و نشریات، 
برچسب ها: قرخ زادنیا، فلسفه، ققنوس حکمت، حکمت خالده، گنون، شوان، دارالشکوه،  

تاریخ : چهارشنبه هفتم بهمن 1394 | 03:44 بعد از ظهر | نویسنده : امیرحسین فرخ زادنیا | نظرات
در این وقفه طولانی مزاحم شما شدیم تا مقاله ای بسیار عالی در شرح فلسفه پول از دیدگاه متفکر شهیر آلمانی گئورگ زیمل را در اختیارتان قرار دهیم . امیدواریم بخوانید و لذت ببرید....
ادامه مطلب
تاریخ : شنبه دوم آبان 1394 | 12:08 بعد از ظهر | نویسنده : امیرحسین فرخ زادنیا | نظرات

سخنان دانشمندان و بزرگان جهان درباره امام حسین(ع)

 

 



مهاتما گاندی (رهبر استقلال هند):
اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز شود، باید از زندگی امام حسین پیروی كند.


محمدعلی جناح (قاعداعظم پاكستان):
به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق (امام حسین) این شهیدی كه خود را در سرزمین عراق قربانی كرد، پیروی كنند.

 


توماس كارلایل (فیلسوف و مورخ انگلیسی):
بهترین درسی كه از واقعه كربلا می گیریم، این است كه حسین و یارانش، ایمان استوار به خدا داشتند.

 


پروفسور ادوارد براون (شرق شناس انگلیسی):
آیا قلبی پیدا می شود كه وقتی درباره كربلا سخن می شنود، آغشته به حزن و اندوه نشود؟

 


پروفسور ماربین (فیلسوف و خاورشناس آلمانی):
من معتقدم كه رمز بقا و پیشرفت اسلام و تكامل مسلمانان به خاطر شهید شدن حسین(ع) و آن رویدادهای غم انگیز می باشد.

 

بولس سلامه(نویسنده و شاعر مسیحی لبنانی):
شب هایی كه بیدار بودم یك بار برای مدتی طولانی به جهت علاقه ای كه به آن دو بزرگوار – امام علی و امام حسین(ع) - داشتم، گریستم سپس شعر علی و حسین را سرودم.

 


عباس محمود عقاد (نویسنده و ادیب مصری):
جنبش حسین، یكی از بی نظیرترین جنبش های تاریخی است كه تاكنون در زمینه دعوت های دینی یا نهضت های سیاسی پدیدار گشته است.

 

گابریل آنگری (نویسنده فرانسوی):
آرامگاه حسین در كربلا بعد از كعبه، بدون تردید دومین زیارتگاه مسلمانان است. جنایت كربلا وحشت انگیز و غیرانسانی بود.

 


عبدالرحمن شرقاوی(نویسنده مصری):
حسین(ع)، شهید راه دین و آزادگی است. نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد، بلكه تمام آزاد مردان دنیا باید به این نام شریف افتخار كنند.

 


ابن ابی الحدید (دانشمند اهل سنت):
مانند حسین چه كسی را سراغ دارید به راستی این مرد مافوق بشر كیست كه لحظه ای پستی را نمی پذیرد و با اختیار خود در برابر ستمگران سر تعظیم فرود نمی آورد.

 


گیبون مورخ انگلیسی: او می نویسد:
« با آنکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ماهم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم، با این وجود مشقّات و مشکلاتی که امام حسین تحمّل نمود احساسات سنگ دل ترین خواننده را برمی انگیزد، چنان که یک نوع عطوفت و مهربانی نسبت به آن حضرت در خود می یابد».

 


چارلز دیکنز:

این نویسنده انگلیسی درباره ی قیام عاشورا می نویسد: « اگر مقصود حسین جنگ در راه خواسته های دنیوی خود بود، من نمی فهمم چرا خواهران و کودکانش را همراه خود برد. پس عقل چنین حکم می کند که او به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد».

 

پرفسور براون:
« یادآوری واقعه کربلا که در آن سبط رسول بعد از تحمل آزار و عطش به شهادت رسید کافی است تا در سردترین و سست ترین افراد اثر گذارد و حتی کسانی را که به امور حماسی و حزن آور اعتنا و توجهی ندارند به خود آورده و روح آنان را به درجات کمال بالا برد، به حدی که درد و مرگ بر آنان چیزی بی ارزش و سست شد».




طبقه بندی: قرآن و عترت،  ادیان،  کلام و فرق،  فرهنگ عامه، 

تاریخ : شنبه دوم آبان 1394 | 11:51 قبل از ظهر | نویسنده : امیرحسین فرخ زادنیا | نظرات
دوستان و سروران گرامی بعد از وقفه ای طولانی خدمت شما رسیدیم. و برای این مجال مقاله پربار شوان را آماده کردیم امید که مقبول افتد....
ادامه مطلب

طبقه بندی: حکمت خالده،  فلسفه و حكمت،  مقالات، 

تاریخ : یکشنبه بیست و هشتم تیر 1394 | 10:05 بعد از ظهر | نویسنده : امیرحسین فرخ زادنیا | نظرات


پیرامون جایگاه علمی و شخصیتی شیخ اشراق در فرهنگ وفلسفه ایرانی

 شخصیت شیخ اشراق ،فلسفی است . او یک فیلسوف ایرانی مسلمان تمام عیار است . او از مسلمان بودن چیزی کم ندارد و یک مسلمان کامل وقرص ومحکم است وحتّی بعید نیست که شیعی باشد ،چون اندیشه هایش شیعی است. او درعین حال ،یک ایرانی تمام عیار هم هست .مقصود از ایرانی بودن ناسیونالیسم نیست ، بلکه مقصود این است که او متحقّق به تحقّق فرهنگ ایرانی است . ایران یک فرهنگ ونلیشن دارد. من از نشنالیته سخن نمی گویم ، از فرهنگ سخن می گویم .مرا ناسیونالیست ندانید! معتقدم که ایران باستان دارای هویّت فرهنگی است که از مرز جغرافیایی فعلی ایران فراتر می رود تا فرا وردان تا قزاقستان و تا کانال سوئز وتا رودخانه سند و تا ترکیه فعلی . فرهنگ غیر از زبان است .زبان های مختلف و اقوام مختلف در گذشته فراوان بوده  والان هستند ، ولی به طور اصوولی ، فرهنگی بر این منطقه حاکم بوده است که خیلی عمیق بوده وبسیار هم متنوّع است . سهروردی به این فرهنگ آشنایی داشت و آن را کشف کرده بود . از این رو معتقد بود ؛این فرهنگ منافی اسلام نیست و اسلام هم مخالف فرهنگ ایران نیست .

اسلام وقتی آمد بت پرستی وخرافات وضلالت را زدود .اما فرهنگ ایران باستان ،خرافه نبود . از این رو ،اسلام مخالف فرهنگ ایران نیست و به عقیده سهروردی حتّی آن را تأیید کرده است . فلسفه ایران باستان فلسفه نور است که بعد ها فلسفه شیخ اشراق را تشکیل می دهد . در آن فلسفه ، نور وظلمت در برابر هم قرار دارند . نور اساس است وظلمت ،اهریمن وسرانجام نور غلبه پیدا می کند و همیشه غالب است . سهروردی می خواست این فرهنگ را احیاء کند و خودش هم ادّعا می کند:من برای احیای حکمت خسروانی آمده ام .

براساس حکمت خسروانی ما معتقدیم که در ایران فلسفه بوده و ایران فلسفه داشته است . غربی ها تا امروز معتقد بوده اند که فلسفه در جایی جز یونان نبوده است : از آتن و هراکلیتوس و هومر و….. شروع شده است تا حالا در پاریس ولندن . آنها می گویند در این دوهزار و پانصد سال تنها در یونان فلسفه وجود داشته است وبربرها فلسفه نداشته اند . یونانی ها غیر خودشان را بربر می دانستند و کتابی هم به همین عنوان نوشته شده است . سهروردی مدّعی است که موضوع از این قرار نیست و ایران مهد فلسفه بوده ، فلسفه از نوعی دیگر وحتّی بسیاری از حکمای یونان تحت تأثیر فلسفه ایران بوده اند ، از جمله خود افلاطون .

من در کتاب «شعاع اندیشه وشهود در فلسفه سهروردی » نشان داده ام که بسیاری از اندیشه های افلاطون از فلسفه ایران باستان گرفته شده است . اسم فلسفه ایران «حکمت خسروانی » است ، خسرو یعنی پادشاه که فره ایزدی بوده است . پادشاهان از نظر سهروردی محترمند ، نه پادشاهان ظالم ودیکتاتور ،بلکه پادشاهانی که فره ایزدی بودند وسایه ایزد در شاهنامه آمده است که : پیرزنی وقتی دید شیر گاوش کم شده ، ناراحت شد .گفتند: چه اتفاقی افتاده ؟ گفت : اندیشه ملک دیگر شده است . یعنی چون فکر بد به سر پادشاه آمده ، گاو من شیر نمی دهد . این گوشه ای از حکمت خسروانی است که اگر پندار کج به سر پادشاه بیاید ،گاو پیرزن در فلان روستا شیر نمی دهد . این یک فکر عجیب است . در حکمت خسروانی پادشاه فرهّ ایزدی بوده است ، نه یک دیکتاتور . آنچه ذکر شد ،ظهوری از حکمت خسروانی است که اصل فلسفه ایران باستان بوده است .

خلاصه اینکه سهروردی ،رسالت خود را احیای حکمت خسروانی می داند و از عدم منافات آن با اسلام سخن می گوید و چنین معتقد می شود که : نور ایرانی یعنی نور زرتشت ،نوری است که شعله کامل آن در نور محمّدی – صلّی الله علیه وآله – متجلّی می شود وکمال آن در نور محمّدی است .

 این ادّعای سهروردی است ؛ فیلسوفی که رسالت خودش را احیای حکمت خسروانی وفلسفه ایران باستان برگزیده است ، همانگونه که فردوسی ،رسالت خودش را احیای فرهنگ ایرانی دانسته است ؛ احیای فرهنگ ایرانی در قالب اسطوره و احیای زبان فارسی.

جالب است که فردوسی این کار را آگاهانه انجام داده است و اگر او اینن رسالت را انجام نمی رساند ، من وشما به زبان فارسی سخن نمی گفتیم و این گفتار خود اوست

نمیرم از این پس که من زنده ام                که تخم سخن را پراکـنده ام

بسی رنج برم در این سال سی                عجم زنده کردم بدین پارسی

فردوسی رسالت خودش را احیای زبان فارسی قرار داد و این یک نکته مهم وتعیین کننده است چون اگر زبان نباشد ، فرهنگی نخواهد بود . فرهنگ وزبان رو روی یک سکه اند . باید زبان ایرانی باقی می ماند ، تا فرهنگ ایرانی پایدار بماند . آنچه که سهروردی به زبان فلسفه بیان کرد ، همان است که چند قرن قبل از او فردوسی به زبان حماسه بیان کرد و آنچه که فروسی به زبان حماسه ساخت و پرداخت ، همان است که چند قرن بعد سهروردی به زبان فلسفی آن را بیان نمود . یعنی : سهروردی و فردوسی  دو برادری هستند که یکی به زبان حماسه  سخن گفته است در شاهنامه ، ودیگری به زبان فلسفه سخن

گفته است در حکمه الاشراق . این دو برادر اتفاقا هر دو مسلمان و هر دو شیعه هستند . فردوسی که قطعا شیعه بوده است و به نظر من سهروردی هم شیعه بوده است .

این دو،با دو زبان یک حقیقت را احیاء کردند که تا امروز باقی مانده است و سوسو می زند .این چراغ می توانست با با گرد وغباری خاموش شود .اگر فردوسی نبود زبان فارسی باقی نمی ماند و اگر شیخ اشراق ، حکمه الاشراق را ننوشته بود ، امروز چیزی از این فلسفه در دست ما نبود.

روایت دکتر دینانی از زندگی شیخ اشراق :

زندگی شیخ اشراق یک زندگی پر از ماجراست . او در سنّی کمتر از ۴۰ سال از دنیا رفته است .گفته شده :در سنّ ۳۶ سالگی او را به شهادت رسانده اند . او متولّد سهرود است ، قزیه ای مابین زنجان و کردستان . زادگاه او الان هم به همین نام است و با این که آن نواحی دارای زبان ترکی است ولی در آثار شیخ یک کلمه ترکی وجود ندارد. شاید در آن زمان در آن نواحی زبان رایج ، ترکی نبوده است . دوران طفولیّت را در زادگاهش گذرانده و در اوان جوانی هجرت کرد وبه مراغه رفت . در آن زمان مراغه مرکزیّتی در خصوص درس وبحث و علوم دینی داشته است . در نزد متکلّم وفیلسوفی بزرگ که امام فخر رازی نیز شاگرد او بود،تلمّذ می کند و با امام فخر رازی هم کلاس می شود .

چندیدن سال در مراغه می ماند وبا فخر رازی مباحثه می کند . آنچه را که استاد داشت فرامی گیرد و از مراغه به اصفهان می آید و از آنجا میان او و فخر رازی جدایی می افتد اما جالب است که فاصله ای که میان دو شاگرد یک استاد و یک کلاس وجود دارد ، از زمین تا آسمان است . عامل این موضوع را می توان به استعداد برگرداند . سهروردی در اصفهان در درس زهیرالدین قاری حاضر می شود و منطق وفلسفه می آموزد و تحصیلات را تا حدّی تکمیل می کند و در کمتر از ۳۰ سالگی اصفهان را ترک می کند و معلوم نمی شود به کجا می رود . این مقدار دانسته است که ده سال در سفر بوده است . منطقه سفر او چندان روشن نیست . ما وقتی سفر او را تعقیب می کنیم ، ردپای او را در کرمانشاه می یابیم ، وبعد در جایی می گوید : شبی در خانه فخرالدّین ماردینی مهمان بودم . ماردینی وقتی می بیند که این جوان مقداری بی پرواست ، به هنگام ررفتن به او می گوید : من نگران آنم که سرت بر باد برود . در واقع ماردینی از صریح گویی او وحشت می کند و با نگرانی او را بدرقه می کند . ماردین جایی است مابین روسیه و ترکیه  . سهروردی در همین مسیر به آناطولی راه می برد و چون با پای پیاده می رفت ، در آن نواحی درنگ می کرد . در این مسیر گروهی باطنیه وجود داشت – والان هم هستند- که با آنها محشور و مأنوس بود وسینه به یسنه چیزهایی را از آنها أخذ می کرد . مقداری از این مسائل روشن نیست و من حدس می زنم که این گونه بوده باشد . او از ترکیه می گذرد و به حلب می رسد و در آنجا متوطن می شود . آخرین منزلگاهش حلب است که  درآنجا شهرت می یابدپادشاه وقت ملک ظاهر شاه – پسر صلاح الدین ایوبی – بسیار به او توجه داشت و او را مقرّب دستگاه گرداند کم کم گوشه های نامأنوس گفتارهایش ظاهر می شود و فقهای حلب او را به بحث دعوت می کنند.او در بحث ظاهر می شود و اعتقادات خویش را با تمام صراحت بیان می کند . یکی از فقها یک سوال انحرافی از او می پرسد و می گوید: آیا بعد از نبیّ اسلام امکان ظهور یک پیغمبر دیگر وجود دارد یا ندارد؟ آیا امکان نبوّت وجود ندارد؟ سهروردی جواب داد : امکان وجود دارد . بلافاصله حکم کفرش را دادند وفتوای قتلش را صادر کردند و همه فقها آن را تأیید کردند و به شاه فرستادند و خواستند اعدام شود . ظاهرشاه چون نمی خواست اعدام شود ، در اجرای حکم تعلّل کرد . فقها به پدر ملک ، شخص صلاح الدین أیوبی نامه نوشتند و اطلاع دادند که :ملک ظاهر در اجرای حکم اعدام یک کافر درنگ می کند . صلاح الدین أیّوبی شخصا وارد ماجرا شد و دستور داد که حکم اعدام شیخ اشراق اجرا شود و بدین ترتیب او اعدام شد .

او را در قلعه حلب به شکلی فجیع اعدام کردند و طبق برخی نوشته ها او را از پشت بام بر زمین پرت کردند و دیگر أقوال که محل بحث نیست . به هر صورت شیخ را در سنّ ۳۶ یا ۳۸سالگی به شهادت رساندند.

اینکه شیخ اشراق امکان نبوّت را نفی نکرده و در پاسخ به آنچه که شما آن را «سوال انحرافی » می نامید گفته است آری ، به چه معناست ؟

به این معناست که راه غیب هیچ گاه بسته نیست . ابن عربی هم می گوید :نبوّت تشریع تمام شده است اما نبوت تعریف همیشه هست . نبوّت تشریع پایان یافته است وشریعتی نخواهد آمد اما باب نبوت تعریف به عنوان ارتباط با خداوند همواره مفتوح است .




طبقه بندی: عرفان و تصوف،  فلسفه و حكمت،  شخصیتها، 

تاریخ : شنبه بیست و ششم مهر 1393 | 09:47 بعد از ظهر | نویسنده : امیرحسین فرخ زادنیا | نظرات
خویش را صد ره به طوفان گم به دریا کرده ام 
تا تو را ای گوهر مقصود پیدا کرده ام

وصف حسن لیلی و اسماء نداند کس چو من 
بس که در لیل جنون تقدیس اسماء کرده ام

دستم اندر گیسوی ساقیست معذورم بدار 
گر به گیتی هرچه غیر از اوست حاشا کرده ام 

خونت ای دل صبحدم در کوی او ریزم به خاک 
بی خرد دیگر نگو ترک تمنا کرده ام 

خود درآ بهر امامت در دلم کامشب ز نو 
سوی ابرویت نماز شوق برپا کرده ام 

واقفم بر رمز و راز  چرخ مینایی که جان 
وقف ساقی،بذل مطرب،نذر مینا کرده ام 

سوی ما گو خوش براند یار کشتی از کرم 
کامشب از شوقش معارف دیده دریا کرده ام 

خاتم بزم ولا مهدی سپهسالار شوق 
برده ام نامش دو عالم عشق انشاء کرده ام



طبقه بندی: قرآن و عترت،  ادبیات، 
برچسب ها: حضرت مهدی، سید عباس معارف،  

تاریخ : جمعه بیست و سوم خرداد 1393 | 03:49 بعد از ظهر | نویسنده : سینا زرتاب | نظرات


 
معرفی کتاب «مقدمه‏ای بر هنر هند» نوشته‌ی آناندا کوماراسوآمی

بسیاری از دین پژوهان بر این باورند که شناخت ادیان نیازمند شناسایی دیگر حوزه های فرهنگ است و براین امر تاکید می ورزند که دین بیش از هر عاملی بر مولفه های فرهنگی تاثیر می نهد که از جمله آن مولفه ها هنر است. از این­رو در اینجا به معرفی کتابی در زمینه هنر ادیان شرقی می پردازیم.
کتاب “مقدمه ای برهنر هند”تالیف آناندا کنتیش کوماراسوامی(1947-1877) است. وی ازجمله نخستین و برجسته­ ترین فیلسوفان سنت گراست، که در کنار فیلسوفانی همچون فریتیوف شوان، تیتوس بور کهارت و رنه­ گنون، نسل اول سنت گرایان به شمار می­آیند. هم اکنون نیز فرزند او راما کوماراسوامی به پیروی از سنت فکری پدر در کنار فیلسوفانی همچون سیدحسین نصر، مارتین لینگز و بعضی دیگر، نسل دوم سنت­گرایان را تشکیل می دهند.
کوماراسوامی اصالتی انگلیسی-هندی داشت، پدرش سیلانی و مادرش انگلیسی تبار بود. پدر را در کودکی از دست داد، سپس با مادرش دوره نخست زندگی خود را در انگلستان آغاز و در رشته های علوم تجربی همچون زمین شناسی تحصیل کرد،اما از دوره جوانی نسبت به سرزمین و فرهنگ پدری خویش علاقه و گرایشی شدید ونوعی حس نوستالاژیک (درد و دریغ) داشت. تالیف نخستین مقاله او در 22 سالگی با عنوان”خط نگاری صخره های سیلان”، به خوبی موید این مطلب است. ریشه شرقی کوماراسوامی موجب پیوند ژرف وی با دین و هنر شرقی وخلق آثار قابل اعتنایی در عرصه هنر ادیان شرقی شد.
وی بیش از 40 کتاب و 500 مقاله تحقیقی نوشته است که بیشتر آنها در زمینه هنر ادیان شرقی و احیای هنر سنتی است. وی به مانند دیگر سنت گرایان معتقد است که هنر باید تجلی بخش حقایق و حکمت جاودانی باشد که فرازمان، فرامکان و مشترک میان همه ادیان است و زمان گذشته و آینده درآن هیچ محدودیتی ایجاد نمی کند. سنت در نگاه کوماراسوامی به معنای آیین و یا دوره متعلق به گذشته (tradition) در برابر دوره مدرنیسم نیست، بلکه منظور از آن مفاهیم حکمی و معنوی برآمده از حقایق باطنی ادیان است. به این جهت وی و دیگرسنت گرایان به سوی هنر دینی، سنتی و مقدس بر­گرفته از ادیان شرقی و ادیان ابراهیمی گرایش بسیار زیاد و توجه تامی دارند.
از جمله کتاب­های کوماراسوامی می توان به “اسطوره های هندوها و بوداییان”،”مبادی شمایل نگاری بودا” ، “هندوئیسم و بودیسم” ،”هنر هند و اندونزی” ،” خواستگاه تصویر بودا” و “مقدمه بر هنر” اشاره کرد. که متاسفانه با وجود شهرت این اندیشمند در حوزه هنر دینی و ادیان شرقی، تاکنون آثار اندکی از وی به زبان فارسی ترجمه شده است و بجز چند مقاله و کتاب “استحاله طبیعت در هنر” ترجمه صالح طباطبایی، و کتاب حاضر هیچ اثری از وی ترجمه نشده است. نخستین ترجمه از آثار وی در زبان فارسی همین کتاب ،”مقدمه ای بر هنر هند”است که توسط دکتر امیرحسین ذکرگو ارائه شده و انتشارات روزنه با همکاری فرهنگستان  هنر آن را در سال 1382 به زیور چاپ آراسته است.
کتاب “مقدمه­ای بر هنر هند”و همچنین دیگر آثار کوماراسوامی مملو از اصطلاحات سانسکریت و گاه زبان پالی است، زیرا هنر ادیان هندی همچون هندوئیسم، بودیسم و جینیسم، که محور کار کومارا سوامی است، در کشورهایی رخ می نماید که به این زبان­ها سخن می­گویند و پژوهشگر برای شناخت هنر این ادیان ناگریز از آشنایی با این زبان هاست.
به همین جهت دکتر ذکرگو مترجم کتاب با اینکه خود به ­این کار همت گمارده؛ معتقد است که ترجمه آثار کوماراسوامی بسیار دشوار و یا به تعبیر او”غیرممکن”است.
البته باید اذغان کرد که ترجمه آثار کوماراسوامی علاوه بر اینکه تسلط مترجم به زبان انگلیسی، هنر و ادیان شرقی را می طلبد، نیازمند آشنایی کافی وی با زبان های کهن هند همچون سانسکریت و پالی است.
کتاب “مقدمه­ای برهنرهند”از هجده فصل تشکیل شده و هر فصل به بررسی یک دوره از تاریخ هنر ادیان هندی پرداخته است. این کتاب از هنر سومریان،دراویدیان وآریاییان که نخستین تمدن های تاریخی و تاثیرگذار بر تمدن هندی هستند، آغاز می­کند، سپس به دوره ودایی و ادوار اولیه هنر بودایی می­رسد و آنگاه در فصل ­نهایی به هنر مذاهبی همچون بودیسم و جینیسم و هنر کشورهایی نظیر اندونزی، سری­لانکا و کلا ماروای هند- که تحت تاثیر فرهنگ و تمدن هندی به وجود آمده­اند- می پردازد.
باید خاطر نشان کرد که این کتاب در بیان تاثیر­گذاری ادیان هندی بر رسانه­های هنری همچون مجسمه­سازی و پیکرتراشی، دیوارنگاری، معماری و نقاشی و در توصیف هنر ادیان هندی ،کاری بی نظیر است که می­توان از آن در حوزه­های دین پژوهی و هنر دینی استفاده کرد.
اثر کوماراسوامی دارای دو ویژگی برجسته است، نخست آنکه اختصاص به یک دین خاص هندی ندارد و هنر ادیان بزرگ شرقی همچون هندوئیسم، جینیسم و بودیسم، پیوند آنها با یکدیگر و تعالیم دینی آنان را نیز مورد ارزیابی قرار می­دهد و دوم آنکه، چون پیروان این ادیان در بیش از یک کشور، پراکنده­اند و با فرهنگ­های متفاوت پیوند دارند، می توان از آن برای مطالعه هنر پاره­ای از کشورهای آسیایی که معتقد به این ادیان هستند، استفاده کرد. امتیاز دیگر این کتاب که به واسطه مترجم به کتاب افزوده شده است، اصطلاح شناسی و تفسیرهایی است که در پی­نوشت آمده است همچنین در بخش پایانی کتاب، دکتر ذکرگو، واژه­ نامه­ای آورده که در شناخت مفاهیم و اصطلاحات ادیان هندی و ریشه­های سانسکریت آن به خواننده کمک می­کند و تصاویر کتاب نیز به فایده آن می­افزاید.
در انتها خواندن این کتاب را به پژوهشگران حوزه­ حکمت خالده, هنر ادیان شرقی و دین پژوهان توصیه می­کنیم.
* نویسنده: آناندا کوماراسوآمی مترجم­: امیر حسین ذکرگو



طبقه بندی: حکمت خالده،  ادیان،  هنر،  معرفی و نقد كتب و نشریات، 
برچسب ها: هنر هند، کوماراسوامی، کتاب،  

تاریخ : چهارشنبه هفتم خرداد 1393 | 11:45 بعد از ظهر | نویسنده : امیرحسین فرخ زادنیا | نظرات


محمدعلی روزبهانی



مرد نگاه ممتدی به آسمان می­کند. هواپیما بر آغوش میهن می­نشیند. ضربان انقلاب، سرعت می­گیرد و صدای تپش­های آن تا دوردست­ها در جهان شنیده می­شود. نفس­ها در سینه حبس شده است. مرد از پلکان هواپیما که پایین می­آید، تازه کار ستاد استقبال آغاز می­شود. برنامه با تلاوت آیاتی چند از قرآن کریم با صوتی زیبا و لحنی دلنشین آغاز می­شود. پس از آن گروه سرود  دانش­آموزی، سرود «خمینی ای امام» را در فرودگاه اجرا می­کند. در میان شور و هیجان استقبال از ره­بر، تولدی مبارک آرام، آرام و با درخششی بی­نظیر در حال اتفاق افتادن است.   هنر انقلاب اسلامی در آغازین ثانیه­های ورود ره بر، متولد می­شود. حالا همه جمعیت به وجد آمده­اند، مرد اما همچنان عمیق و بی تغییر، به دوردست­ها می­نگرد. به مزار شهیدان می­روند...


ادامه مطلب

طبقه بندی: هنر،  مقالات،  فلسفه و حكمت، 

تاریخ : چهارشنبه بیستم آذر 1392 | 07:33 بعد از ظهر | نویسنده : امیرحسین فرخ زادنیا | نظرات
در این پست اقوالی از حکیم فرزانه رنه گنون از کتاب شرق و غرب ایشان انتخاب، ترجمه و نقل میگردد. این اقوال به نوعی عصاره ی اینکتاب ارزشمند است. گنون این کتاب را به سال 1924 تمام کرد و به زبان فرانسه نشر داد و از طرفی این کتاب مقدمه ی ورود به دو اثر دیگر وی با نامهای " بحران دنیای متجدد" و " سیطره ی کمیت و علائم آخر الزمان" محسوب می شود . در سنتی که گنون احیاگر آن است یعنی حکمت مشرقی ، هر اثر نویسنده ی معنوی، به مثابه مدخل و مقدمه ی اثر دیگر وی است که بدون تعمق در آن فهم اثر بعدی میسر نیست. پس این کتاب را به دوستداران حکمت توصیه می کنیم قبل از ورود به دو اثر دیگر وی. همچنین از زحمات دوست عزیز و گرانقدرم برای ترجمه اثر سپاسگزاری میکنیم.

ادامه مطلب

طبقه بندی: حکمت خالده،  فلسفه و حكمت،  ادیان،  مقالات، 
برچسب ها: گنون، شرق و غرب، دنیای متجدد، تمدن، راسیونالیسم،  

تاریخ : یکشنبه هفدهم شهریور 1392 | 07:29 بعد از ظهر | نویسنده : امیرحسین فرخ زادنیا | نظرات
تعداد کل صفحات : 17 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • پارس گرافیک